Sorry, no posts matched your criteria.

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

دانلود آهنگ علیرضا طلیسچی دلی

۳۰ شهریور ۱۳۹۷
دسته‌بندی نشده
بدون نظر

دانلود آهنگ علیرضا طلیسچی به نام دلی

در این پست می توانید آهنگ علیرضا طلیسچی دلی را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ علیرضا طلیسچی دلی

Download New Song By Alireza Talischi Called Deli

خواننده نام آهنگ میکس و مستر دسته بندی
علیرضا طلیسچی دلی امیربهادر دهقان آهنگ غمگین

 

نوشته دانلود آهنگ علیرضا طلیسچی دلی اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.


دانلود آهنگ علیرضا طلیسچی دیوونه دوست داشتنی

۳۰ شهریور ۱۳۹۷
دسته‌بندی نشده
بدون نظر

دانلود آهنگ علیرضا طلیسچی به نام دیوونه دوست داشتنی

در این پست می توانید آهنگ علیرضا طلیسچی دیوونه دوست داشتنی را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ علیرضا طلیسچی دیوونه دوست داشتنی

Download New Song By Alireza Talischi Called  Divooneye Doost Dashtani

خواننده نام آهنگ ترانه سرا دسته بندی
علیرضا طلیسچی دیوونه دوست داشتنی آهنگ شاد

 

نوشته دانلود آهنگ علیرضا طلیسچی دیوونه دوست داشتنی اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.


دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده دونه دونه

۳۰ شهریور ۱۳۹۷
دسته‌بندی نشده
بدون نظر

آهنگ محسن ابراهیم زاده به نام دونه دونه

در این پست می توانید آهنگ محسن ابراهیم زاده دونه دونه را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده دونه دونه

Download New Song By Mohsen Ebrahimzadeh Called Doneh Doneh

خواننده نام آهنگ تنظیم دسته بندی
محسن ابراهیم زاده دونه دونه معین راهبر آهنگ عاشقانه

 

نوشته دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده دونه دونه اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.


آمازون با اکو ساب، اکو لینک و اکو امپ تجربه صوتی اسپیکرهای خود را دگرگون می‌کند

۳۰ شهریور ۱۳۹۷
بدون نظر


شب گذشته کمپانی آمازون در خبری غافلگیرکننده و غیرمنتظره اعلام کرد که رویدادی در شهر سیاتل و با محوریت سخت افزارهای مبتنی بر دستیار دیجیتالی الکسا برگزار می کند. چند ساعت پس از این اعلامیه، رویداد مورد اشاره برگزار شد و این غول خرده فروشی آنلاین از سه محصول تازه رونمایی کرد.

نخستین محصول، «آمازون اکو ساب» است. با اسپیکرهای آمازون اکو، تمرکز این شرکت همواره بر ادغام با الکسا بوده و متاسفانه مشتریانی که به دنبال یک تجربه صوتی تحسین برانگیز بودند به دست فراموشی سپرده شدند. اما اینجاست که اکو ساب وارد صحنه می شود. همانطور که از نام دستگاه پیداست، اکو ساب یک ساب ووفر جدید است که به یک ووفر ۶ اینچی مجهز شده و می تواند با اسپیکرهای اکو همگام سازی شود.

آمازون دقیقاً اعلام نکرده که این ساب ووفر با تمام اسپیکرهای اکو سازگار است یا خیر، اما در مراسم رونمایی شاهد همگام سازی آن با مدل استاندارد آمازون اکو بودیم. در هر حال امکان همگام سازی اکو ساب با دو اسپیکر به صورت همزمان وجود دارد که یک سیستم استریو ۲٫۱ را در اختیار کاربران قرار خواهد داد.

بعد از اکو ساب نوبت به دو محصول دیگر می رسد که با هدف بهبود چشمگیر تجربه صوتی توسعه یافته اند. «اکو لینک» طراحی شده تا با اتصال به آمپلی فایرها، صدایی با کیفیت تولید کند. «لینک امپ» هم از طرف دیگر یک آمپلی فایر دو کاناله و ۶۰ واتی را شامل می شود. جالب اینجاست که هیچ یک از این محصولات به میکروفون مجهز نشده اند و آمازون آن ها را ساخته تا به صورت همزمان با دیگر محصولات اکو مورد استفاده قرار گیرند.

از نظر تاریخ عرضه و قیمت گذاری، آمازون اکو ساب هم اکنون با قیمت ۱۲۹٫۹۹ دلار برای پیش خرید در دسترس قرار گرفته و تا پایان ماه سپتامبر به دست مشتریان می رسد. اکو لینک و اکو امپ هم در تاریخ نامعلومی طی سال آتی میلادی از راه می رسند و به ترتیب ۱۹۹٫۹۹ و ۲۹۹٫۹۹ دلار قیمت گذاری شده اند.


داستان یک پرواز؛ ساترن ۵ چگونه انسان را به ماه رساند؟ [قسمت اول]

۲۹ شهریور ۱۳۹۷
بدون نظر


شانزدهم جولای ۱۹۶۳ – برابر با بیست و پنجم تیر ماه ۱۳۴۸ – ساعت ۹:۳۱ صبح در منطقه زمانی شرقی (EDT) زمین اطراف مرکز فضایی کندی در ایالت فلوریدای آمریکا به لرزش درآمد و مأموریت تاریخی آپولو ۱۱ برای رساندن فضانوردان به ماه آغاز شد. راکت عظیم الجثه ساترن ۵ که در این مأموریت به کار رفت، یکی از مشهورترین ساخته های دست بشر در قرن بیستم است که ساختنش به هیچ وجه ساده نبود.

تولد ساترن ۵ داستانی از جنس نوآوری های هوشمندانه، محافظه کاری، سیاست و کار کردن روی پروژه ایست که هیچکس تصور واضحی در موردش نداشت. احتمالاً شما هم تا به حال راکت ساترن ۵ را در مرکز فضایی کندی فلوریدا یا مرکز فضایی جانسون تگزاس ندیده اید، اما با مشاهده تصاویر آنها می توانید به راحتی تمام صفات مبالغه را به کار ببرید. این راکت نه تنها پایه گذار یکی از مهم ترین اقدامات در طول تاریخ بشریت است، بلکه مجموعه ای حیرت انگیز از رکوردها را برجای گذاشته که همچنان باقی هستند.

راکت ساترن 5 سفر به ماه

ساترن ۵ با ارتفاع ۱۱۰٫۶ متر بلندترین راکت جهان است که حتی از مجسمه آزادی نیویورک یا ساعت بیگ بن لندن هم بالا می زند. این راکت همچنین با وزن ۲۹۷۰۰۰۰ کیلوگرم، سنگین ترین و قدرتمندترین راکت عملیاتی جهان است. رانش مرحله اول ساترن ۵ به ۷۸۹۱۰۰۰ کیلو نیوتن می رسد و می تواند محموله ۱۴۰ هزار کیلوگرمی را به مدار پایینی زمین ببرد، یا اینکه محموله ۴۸۶۰۰ کیلوگرمی را به ماه منتقل کند.

ساترن ۵ تنها وسیله ایست که انسان را به اعماق فضا برده است

ساترن ۵ بزرگ ترین راکت با سوخت مایع و بزرگ ترین ماشین پرنده جهان هم به شمار می رود و موتور مرحله اول F-1 هم قدرتمندترین موتور دنیاست. ساخت ۱۳ راکت ساترن ۵ به همراه ۱۹ برادر کوچک ترش یعنی ساترن ۱ و ساترن ۱B را بیش از ۲۰ هزار شرکت خصوصی و بالغ بر ۳۰۰ هزار نفر در سرتاسر آمریکا آمریکا بر عهده داشتند. این راکت از سوی ناسا به عنوان نخستین وسیله حمل و نقل فضایی واقعی شناخته شده و هنوز هم تنها ابزاریست که انسان را به اعماق فضا برده است.

راکت ساترن 5 سفر به ماه

رکورد دیگری هم داریم: از ۳۲ پرتاب راکت های ساترن، هیچکدام با شکست مواجه نشده و هیچ محموله ای از دست نرفته است. با در نظر گرفتن اینکه مهندسین و فضانوردان ناسا پس از هر بار پرتاب موفق این راکت حیرت زده می شدند، می توان نتیجه گرفت که با رکورد حیرت انگیزی روبرو هستیم.

تولد آشوبگر

شاید داستان تولد ساترن ۵ از خودش جذاب تر باشد. ساخت ماشینی انقلابی در این سطح، در زمانی به شدت کوتاه و با پیچیدگی فوق العاده ای همراه بود. طراحی این راکت از سال ۱۹۶۰ الی ۱۹۶۲ در مرکز پروازهای فضایی مارشال در هانتسویل آلاباما انجام شد. ورنر فون براون (Wernher von Braun) و آرتور رادولف (Arthur Rudolph) از پیشگامان علوم موشکی دنیا روی این پروژه نظارت داشتند. اولین پرواز ساترن ۵ در سال ۱۹۶۷ انجام شد، یعنی فقط ۵ سال بعد از دریافت چراغ سبز برای اجرای مأموریت آپولو.

راکت ساترن 5 سفر به ماه

این پنج سال پر از مشکلات عجیب و غریب، فرایندهای کم سابقه توسعه همزمان، تصمیم گیری پیچیده، درگیری های درون سازمانی، بحران های جهانی، و جابجایی مرزهای علم و فناوری بود، انگار خودتان با سرعت در حال حرکت هستید و باید به یک سیبل متحرک هم شلیک کنید. رویارویی داخلی، جنگ سرد، رقابت فضایی، تولد سازمان ها و نهادهای جدید، همگی دست در دست هم به مشکلات این پروژه اضافه کرده بودند، ولی همکاری بین دولت و شرکت های خصوصی همه موانع را از پیش رو برداشت. جالب اینجاست که هیچکس نمی دانست قرار است با این راکت چه کار کنند، تا اینکه بالاخره ناسا برنامه نهایی را اعلام کرد.

اولین جرقه

داستان ساترن ۵ به دوران جنگ جهانی دوم بر می گردد، زمانی که آلمان نازی موشک بالستیک V-2 را ساخت. این موشک که در شهر پنمونده آلمان ساخته شد، مهم ترین راکت سوخت مایع جهان به شمار می رفت و طراحی آن، تأثیر قابل توجهی روی راکت ناسا داشت. در واقع ساترن ۵ را می توان نسخه پیشرفته ای از V-2 دانست.

راکت ساترن 5 سفر به ماه

در آخرین روزهای جنگ جهانی دوم، ورنر فون براون و ۷۰۰ دانشمند ارشد علوم موشکی آلمان خودشان را تسلیم ارتش آمریکا کردند. آنها همراه با انبوهی از نقشه ها و صدها راکت V-2 به شکل مخفیانه و در قالب عملیات پیپرکلیپ (Paperclip) به ایالات متحده منتقل شدند. فون براون تصور می کرد آمریکایی ها به او منابع کافی و آزادی عمل می دهند تا آرزوی دیرینه اش یعنی پرتاب راکت به سمت ماه را جامه عمل بپوشاند، اما دولتمردان ایالات متحده فکرهای دیگری داشتند.

دانشمندان آلمانی نقش اصلی را در تحول فضایی آمریکا ایفا کردند

دانشمندان آلمانی برخلاف انتظار، به شهر وایت سندز در ایالت نیومکزیکو منتقل شدند. آنها فقط می توانستند با V-2 های باقی مانده از جنگ بازی کنند، علوم موشکی را به مهندسین آمریکایی آموزش دهند و نهایتاً موشک های بالستیک کوتاه برد را برای ارتش آمریکا بسازند. در سال ۱۹۵۶ آژانس موشک بالستیک ارتش (ABMA) تأسیس شد و تیم فون براون توانستند طراحی راکت را تا حد قابل توجهی بهبود دهند، به طوری که دولت آمریکا مجبور شد مأمور ویژه ای را به نظارت روی فعالیت های آنها اختصاص دهد تا تصادفاً ماهواره ای را به فضا نفرستند. در همین زمان طراحی راکت های بزرگ بر عهده نیروی هوایی ارتش آمریکا قرار گرفته بود تا موشک های بالستیک قاره پیما را برای حمل کلاهک های هسته ای بسازند.

اواخر سال ۱۹۵۶ وزارت دفاع ایالات متحده به این نتیجه رسید که به یک راکت بزرگ برای پرتاب محموله ای سنگین و نامشخص به فضا نیاز دارد. بوستر این راکت باید بتواند ۹۰۰۰ تا ۱۸۰۰۰ کیلوگرم بار را حمل کند، ضمن اینکه ساخت راکت هم سریع و کم هزینه باشد. آوریل سال ۱۹۵۷ آژانس ABMA این چالش را پذیرفت و مطالعات اولیه برای ساخت راکتی به نام سوپر ژوپیتر (Super Jupiter) را آغاز کرد. این راکت با رانش ۱٫۵ میلیون پوند، ده برابر قوی تر از تمام راکت های ساخته شده تا آن زمان بود.

فون براون در ابتدا می خواست یک موتور بسیار بزرگ را استفاده کند، ولی نهایتاً تصمیم بر این شد که چهار موتور نسبتاً کوچک تر بسازد که بعدها با نام F-1 در تاریخ ماندگار شد. راکت تک موتوره وزن کمتری دارد، به سادگی ساخته می شود و احتمال خرابی آن هم کمتر است، اما طراحی و ساختش زمان بیشتری نیاز دارد. البته در این زمان فقط طراحی اولیه و مقداری از محاسبات فنی راکت سوپر ژوپیتر انجام شده بود و احتمال کنسل شدن پروژه وجود داشت.

راکت ساترن 5 سفر به ماه

زمانی که دوایت آیزنهاور، رئیس جمهور وقت آمریکا اعلام کرد ایالات متحده قصد دارد یک ماهواره را در مدار زمین قرار دهد، همه چیز عوض شد. این تصمیم برای مشارکت در پروژه IGY 1957 گرفته شده بود. برای تأکید بر ماهیت صلح آمیز این پروژه که به نام ونگارد (Vanguard) شناخته می شد، قرار بود یکی از راکت های پژوهشی (موشک ژرفاسنج) نیروی دریایی را به گونه ای تغییر دهند که ماهواره ای به اندازه گریپ فروت را به مدار زمین بفرستد.

همه چیز خوب پیش می رفت تا اینکه اکتبر ۱۹۵۷ اتحاد جماهیر شوروی اولین ماهواره خود به نام اسپوتنیک (Sputnik-1) را در مدار زمین قرار داد و برای اینکه بیشتر حرص آمریکایی ها را درآورد، دومین و سومین ماهواره و اولین موجود زنده، یعنی سگی به نام لایکا را هم به فضا فرستاد.

روسیه با پرتاب ماهواره اسپوتنیک، نبرد فضایی را آغاز کرد

اگرچه سیاستمداران آمریکایی آرامش خود را در برابر اقدامات شوروی حفظ کردند، ولی مردم و رسانه های این کشور چندان آرام ننشستند. دولت ایالات متحده نه تنها متعجب نشده بود، بلکه اوضاع را به نفع خودش می دید چون مطمئن بود که حالا دیگر شوروی نمی تواند به پرتاب های آنها گیر بدهد. با این حال رسانه ها و افکار عمومی آمریکا که روسیه را پایین تر از خود می دیدند، پیشرفت آنها در عرصه فضا را تاب نمی آوردند، به خصوص اینکه حالا شوروی می تواند موشک های مجهز به سلاح اتمی را به سمت نیویورک یا واشنگتن نشانه رود.

راکت ساترن 5 سفر به ماه

حالا پروژه ونگارد از یک برنامه علمی عادی به اولویت اصلی در سطح ملی بدل شده بود، ولی قدم اول چندان محکم برداشته نشد. نخستین تلاش برای پرتاب، به انفجار راکت روی سکو منتهی شد و بهانه را به دست شوروی داد تا تلاش بی نتیجه آمریکایی ها را به سخره بگیرند و اعتماد به نفس آنها را نابود کنند.

از طرف دیگر، فون براون چنین روزی را پیش بینی می کرد و چند راکت ژوپیتر آماده پرتاب را در اختیار داشت. زمانی که اسپوتنیک-۱ پرتاب شد، فون براون شجاعانه اعلام کرد که ظرف ۹۰ روز می تواند ماهواره آمریکایی را به فضا بفرستد. دومین تلاش ناموفق ونگارد، موقعیتی تاریخی را در اختیار او قرار داد تا تحت نظارت ABMA راکت ژوپیتر -که حالا به جونو-۱ تغییر نام داده بود- را در پایگاه کیپ کاناورال برپا کند. جونو-۱ اولین ماهواره آمریکا به نام اکسپلورر-۱ را در تاریخ ۳۱ ژانویه ۱۹۵۸ -برابر با یازدهم بهمن ۱۳۳۶- در مدار زمین قرار داد.

ناسا، آرپا و ساترن

شوروی با پرتاب اسپوتنیک، راه آمریکا را نیز هموار کرد تا فضا را به اولویت اصلی خود بدل کند. فوریه ۱۹۵۸ آژانس پروژه های تحقیقاتی پیشرفته (آرپا-ARPA که الان به نام دارپا-DARPA شناخته می شود) بنیان نهاده شد تا سردرگمی و بورکوراسی شدید دولت ایالات متحده در پروژه های فناوری و علوم پیشرفته را پایان دهد. آوریل همین سال، آیزنهاور فرمان تشکیل اداره کل ملی هوانوردی و فضا یا همان ناسا (NASA) را صادر کرد تا مسئولیت برنامه های فضایی را بر عهده بگیرد.

راکت ساترن 5 سفر به ماه

ماه اوت ۱۹۵۸ برنامه سوپر ژوپیتر ABMA که اکنون به نام جونو-۵ شناخته می شود، با بودجه ARPA جان دوباره ای گرفت. این موضوع از آن جهت اهمیت داشت که توجه ارتش آمریکا به راکت های غول پیکر رو به افول بود و پروژه به دست فراموشی سپرده شده بود. البته در سال ۱۹۶۰ تمام پروژه، بدون هیچ بودجه ای به ناسا سپرده شد.

در این زمان اسم راکت هم عوض شده بود و اکنون رسماً به نام ساترن (Saturn) شناخته می شد. سازمان ABMA هم منحل شد و فون براون و تیمش به مرکز پروازهای فضایی مارشال (MSFC) منتقل شدند. اگرچه ساترن هنوز هم یک ایده روی کاغذ بود، ولی مهندسین پروژه تقریباً می دانستند که باید در چه مسیری حرکت کنند.

کدام ساترن؟

یکی از نشانه های به هم ریختگی پروژه ساترن در سال ۱۹۶۰ مشخص شد و آمریکایی ها دیدند که حداقل با پنج یا شش طرح راکت مواجهند. در واقع ساترن خانواده ای از راکت ها را شامل می شد که برای حمل بارهای مختلف و اجرای مأموریت های متنوع طراحی شده بودند. علاوه بر راکت های C-1 تا C-5، یک راکت Nova هم دیده می شد که حتی روی کاغذ هم به مراتب بزرگ تر از ساترن ۵ بود.

طراحان پروژه با ده ها طرح متنوع از راکت های ساترن روبرو شدند

دلیل این آشفتگی چیزی نبود جز هدف نهایی راکت ساترن؛ اینکه برای چه مأموریتی و با چه هدفی پرتاب خواهند شد. همچنین مسیر توسعه آنها هم به درستی تعیین نشده بود. تازه شش طرح اولیه فقط دسته بندی های اصلی را مشخص می کردند و هرکدم از آنها نمونه های نهایی متنوعی داشتند، به طوری که در برخی مراحل حتی متخصصین هم از آنها سر در نمی آوردند؛ ساترن های یک مرحله ای تا چهار مرحله ای، تک موتوره یا چند موتوره (خوشه ای)، طراحی با الهام از راکت های نظامی یا طراحی کاملاً جدید، راکت هایی با سوخت جامد و حتی بوسترهای کمکی. طراحان پروژه به دریایی درافتاده بودند که پایانش نمی دیدند.

راکت ساترن 5 سفر به ماه

سؤال اساسی هنوز پابرجا بود: مأموریت چیست؟ تیم فون براون راکت ساترن را برای چه کسی و به چه دلیلی طراحی می کنند؟ در آغاز مسئولیت پروژه با ارتش بود اما آنها به تدریج علاقه خود را از دست دادند و به پروژه های خودشان بازگشتند. سپس کنترل تیم فون براون در اختیار ناسا قرار گرفت، اما این آژانس نوپا هم کوچک ترین ایده ای نداشت که با این راکت غول آسا چه باید بکند و طرح نهایی را بر چه اساسی انتخاب نماید.

اوضاع در ژانویه ۱۹۶۰ کمی شفاف تر شد، زمانی که ناسا به کنگره آمریکا اعلام کرد که ظرف ۱۰ سال تیمی از فضانوردان را به مدار ماه خواهد فرستاد و کمی بعد هم انسان را روی سطح ماه فرود خواهد آورد. البته این بازه زمانی هیچ اساس و مبنایی نداشت و ناسا فکر می کرد ده سال برای اجرای چنین مأموریت های جاه طلبانه ای کافیست.

راکت ساترن 5 سفر به ماه

سپس همان طور که طرفداران رقابت فضایی می دانند، جان فیتزجرالد کندی رئیس جمهور وقت آمریکا در تاریخ ۲۵ ماه مه ۱۹۶۱ -برابر با چهارم خرداد ۱۳۴۰- سخنرانی تاریخی خود را در کنگره انجام داد. او اعلام کرد ایالات متحده اولین کشوریست که روی ماه قدم خواهد گذاشت:

این ملت باید برای رسیدن به این هدف متعهد شود. ما باید تا پایان دهه جاری یک انسان را روی ماه فرود آورده و سپس او را به سلامت به زمین باز گردانیم.

سخنرانی کندی به راحتی توانست مردم آمریکا را در مسیر این مأموریت تاریخی قرار دهد، ولی بیش از هفت ماه بحث و جدل پیش روی مسئولین پروژه قرار داشت. با وجود دستور صریح رئیس جمهور، ناسا هیچ راکتی از خودش نداشت و تجهیزات مربوط به پروژه مرکوری و پروژه جمنای هم جوابگوی نیاز آنها نبودند.

راکت ساترن 5 سفر به ماه

طرح های ساترن هم که ماه به ماه تغییر می کردند؛ مدل های سه مرحله ای به دو مرحله ای تبدیل شدند و C-I به C-I و C-IB تقسیم شد. گاهی اوقات راکت Nova طرح محبوب آنها بود و گاهی راکت سوخت جامد با بوسترهای کمکی. در میانه ی این آشوب، فقط برنامه رسیدن به ماه بود که می توانست همه چیز را سر و سامان دهد.

پیش به سوی ماه

دلیل اصلی این همه تغییر و تحول در توسعه راکت ساترن، این بود که به روش های متعدد و متنوعی می شود به ماه رسید و هرکدام از آنها به راکت مخصوص به خود نیاز دارند. در سال ۱۹۶۱ ناسا چهار روش اصلی را بررسی می کرد.

صعود مستقیم

راکت ساترن 5 سفر به ماه

اولین گزینه محبوب پروژه، صعود مستقیم نام دارد. این روش که ساده ترین هم هست، به یک فضاپیمای کامل سوار بر یک راکت غول پیکر نیاز دارد. فضاپیما به شکل مستقیم به سمت ماه رفته و بدون قرار گرفتن در مدار ماه، روی سطح آن فرود می آید. در پایان مأموریت تمام فضاپیما یا بخشی از آن دوباره از سطح بلند شده و به سمت زمین حرکت می کند، حالا یا فرود می آید یا توی دریا سقوط می کند.

این روش کاملاً مناسب به نظر می رسد ولی یک ضعف اساسی دارد: فضاپیما به خاطر موتورهای بزرگ، محفظه های سوخت و دیگر تجهیزات مورد نیاز، بسیار سنگین خواهد بود. برآوردها نشان می داد وزن فضاپیمای این مأموریت به ۹۹ تن خواهد رسید. فون براون و تیمش نتیجه گرفتند که برای پرتاب چنین محموله ای به بوستر جدیدی به نام Nova با موتورهای کاملاً جدید و غول آسا نیاز دارند، راکتی که حتی ساترن ۵ در برابرش حرفی برای گفتن نداشت. البته مشکل اصلی این بود که اجرای پروژه به این روش، فرود یانکی ها روی ماه را تا دهه ۱۹۷۰ میلادی به تعویق می انداخت.

ملاقات در مدار زمین

راکت ساترن 5 سفر به ماه

همان طور که از اسمش هم مشخص است، در این حالت باید سفینه را در مدار زمین سرهم کرد. پس از آن فضاپیما به سمت ماه حرکت کرده، فرود آمده و سپس باز می گردد. البته می توان یک سفینه بدون سوخت را به مدار زمین فرستاد و سپس با استفاده از راکت دیگری به آن سوخت رساند. در هر دو حالت به راکت های کوچک تری نسبت به ساترن ۵ نیاز خواهیم داشت.

انجام این مأموریت شامل چند بار پرتاب راکت از سطح زمین و ملاقات در مدار برای سوختگیری یا اتصال خواهد بود. چنین عملیاتی را در قرن بیست و یکم به راحتی انجام می دهیم، ولی در سال ۱۹۶۱ کاملاً ناشناخته بودند. در آن زمان دو فضاپیما هیچگاه در مدار به هم نرسیده بودند، چه برسد به اینکه به هم متصل شوند. علاوه بر این راکت های آن زمان عمدتاً آزمایشی بودند و احتمال بروز خطا در آنها بالا بود، در حدی که شاید فضاپیمای حاضر در مدار زمین هیچگاه راکت دوم را ملاقات نمی کرد. هزینه بالای این اشتباهات احتمالی، ناسا را از اجرای آن بازداشت.

ملاقات در سطح ماه

راکت ساترن 5 سفر به ماه

برای ملاقات در سطح ماه، مجموعه ای از فضاپیماهای بدون سرنشین حاوی لوازم مورد نیاز، سوخت و فضاپیمایی برای بازگشت به زمین به سطح ماه فرستاده می شد. در حین مأموریت، یک فضاپیمای کوچک حامل فضانوردان هم به این مجموعه ملحق می شوند و نهایتاً فضانوردان با استفاده از فضاپیمای بازگشت، به زمین بر می گشتند. در این حالت هم راکت کوچک تری مورد نیاز بود.

ملاقات در سطح ماه علاوه بر مشکلات حالت قبلی، مسائل جدیدی را هم با خود داشت. برای ملاقات در مدار زمین تنها چند فضاپیما در یک زمان در مدار زمین قرار می گرفتند، اما ملاقات روی ماه به سیستم های فرود خودکار نیاز داشت که تا آن زمان اختراع نشده بود، ضمن اینکه باید همین عملیات را در چند مرحله و در یک مکان اجرا کرد. تازه پس از آن فرود فضاپیمای حامل سرنشین انسانی و سپس بلند شدن از سطح ماه برای برگشت را هم داشتیم. احتمال بالای خطا در هرکدام از این مراحل هم کمکی به ناسا نمی کرد.

ملاقات در مدار ماه

راکت ساترن 5 سفر به ماه

ملاقات در مدار ماه حالتیست که در آن یک فضاپیمای کامل و بزرگ به مدار ماه فرستاده می شود. زمانی که این فضاپیمای اصلی در مدار حضور دارد، سفینه کوچک سطح نشین حامل فضانوردان از آن جدا شده، روی سطح ماه فرود می آید و سپس دوباره به فضاپیمای اصلی می پیوندد. این راکت کوچک پس از رساندن فضانوردان به فضاپیمای اصلی از آن جدا شده و نهایتاً فضاپیمای مادر به زمین بر می گردد.

این روش را پیش تر برای برنامه آپولو هم در نظر گرفته بودند و اجرای آن به هیچ وجه ساده نبود. با این حال ناسا باید هرچه زودتر تصمیم نهایی را می گرفت.

انتخاب نهایی

در ابتدا روش صعود مستقیم انتخاب شد، چون هم ساده بود و هم به مانورهای ناشناخته مانند ملاقات مداری نیاز نداشت. زمانی که مشخص شد ساخت راکت Nova در این بازه زمانی ممکن نیست، بسیاری از اعضای تیم (از جمله فون براون) به روش ملاقات در مدار زمین روی آوردند. از طرفی جان هوبالت، مهندس پژوهشگاه لنگلی و جرج لو، رئیس ناسا روش ملاقات در مدار ماه (LOR) را ترجیح می دادند.

بحث بین دو گروه به قدری بالا گرفت که رئیس جمهور کندی شخصاً وارد ماجرا شد. فون براون تمام مهارت های دیپلماتیک خودش را به کار برد تا این جدال فنی به خصومت شخصی بین طرفین ماجرا کشیده نشود. در نهایت روش ملاقات در مدار ماه به عنوان کم هزینه ترین و سریع ترین روش انتخاب شد.

راکت ساترن 5 سفر به ماه

این تصمیم، توسعه راکت ساترن را به مراحل پایانی طراحی نزدیک کرد و مسئولین پروژه حتی به مراحل ساخت و تست هم فکر می کردند. در تاریخ ۱۰ ژانویه ۱۹۶۲-برابر با ۲۰ دی ماه ۱۳۴۰- ناسا آغاز تولید ساترن C-5 با نام نهایی ساترن ۵ را به شکل رسمی اعلام کرد. مرحله اول این راکت از نوع S-IC به جای چهار بوستر، از پنج بوستر F-1 تشکیل شده بود تا نیروی کافی را تولید کند. مرحله دوم از نوع S-II با پنج موتور J-2 بود و مرحله سوم از نوع S-IVB هم یک موتور J-2 داشت. مرحله سوم راکت باید سفینه فرماندهی و خدمات آپولو را به همراه ماه نشین آپولو و دیگر تجهیزات اساسی حمل می کرد.

پروژه ماه به اندازه یک جنگ کامل برای آمریکا خرج داشت

در کنار ساترن ۵ توسعه دو راکت دیگر نیز در دستور کار قرار گرفت: ساترن I و ساترن IB که هردو بر اساس ساترن C-1 ساخته می شدند تا تست سخت افزاری ساترن ۵، اجرای تست های پرواز مقدماتی، حمل فضاپیمای آپولو به مدار زمین و ارسال اولین فضانوردان مأموریت آپولو را ممکن سازند. دو مورد آخر اهمیت فوق العاده ای داشت چون آپولو پیش از اعلام برنامه ساترن ۵ به طور کامل توسعه یافته بود.

ساترن I و ساترن IB که دومرحله ای بودند، ماهیت محافظه کارانه ی برنامه ساترن را نشان می دادند، چون پروژه ماه به اندازه یک جنگ تمام عیار در مقیاس کوچک برای آمریکا خرج داشت و باید در هزینه های جانبی صرفه جویی می کردند. مرحله اول این راکت ها بر اساس موشک های جونو و ردستون طراحی شده بود که بسیار کوچک تر از مرحله اول ساترن ۵ بوده و تنها پنج موتور H-1 داشتند. برای کاهش هزینه طراحی و ساخت محفظه های سوخت جدید، هشت مخزن سوخت از راکت های ردستون که مخصوص حمل سوخت موشک RP-1 و اکسیژن مایع بود را به مخزن سوخت جونو وصل کردند و اکسیژن بیشتری را به آن رساندند. بین این دو موشک، ساترن IB کمی بلندتر بود و سوخت بیشتری حمل می کرد.

راکت ساترن 5 سفر به ماه

مرحله دوم این راکت ها به ترتیب S-IV و S-IVB نام داشتند. مدل S-IV از شش موتور RL-10 استفاده می کرد و مدل S-IVB هم تنها یک موتور J-2 داشت. جالب اینکه S-IVB سومین مرحله ساترن ۵ بود و مرحله چهارم را با خود حمل می کرد، اما در واقع پیشرفته ترین مرحله به شمار می رفت، چون باید دو مرتبه موتورهای خود را روشن می کرد و عملیات تغییر مسیر پیچیده ای را انجام می داد.

مسائل اساسی

در کنار تصمیمات پایه، یک سری اقدامات دیگر هم وجود داشتند که پیشرفت خارق العاده علوم موشکی در دهه ۱۹۶۰ میلادی را نشان می دادند. راکت های ساترن در طرح اولیه فقط از سوخت RP-1 استفاده می کردند که از کروزن (نفت سفید) و اکسیژن مایع تشکیل شده بود. این سوخت، ارتفاع راکت را بیش از حد افزایش می داد، تا جایی که ممکن بود تعادل راکت را در حین پرواز به هم بزند. می شد در مراحل بالایی از هیدروژن مایع استفاده کرد ولی فون براون با این موضوع مخالف بود، چون آمریکایی ها تجربه کافی با این سوخت نداشتند. علاوه بر این خواص هیدروژن مایع هنوز به اندازه کافی شناخته شده نبود، صنایع آمریکا برای تولیدش آماده نبودند و نهایتاً هزینه بالایی هم داشت.

راکت ساترن 5 سفر به ماه

اینجا آبراهام سیلورستاین به کمک ناسا آمد. او که در دهه ۱۹۵۰ میلادی با هیدروژن مایع کار کرده بود و به کارآیی آن اطمینان داشت، نهایتاً توانست فون براون و دیگر دانشمندان اصلی پروژه را قانع کند، به خصوص با توجه به اینکه نیروی هوایی آمریکا راکتی به نام Centaur را با سوخت هیدروژن در دست توسعه داشت. در نتیجه تیم توسعه ساترن به طور کامل تغییر عقیده دادند و سوخت هیدروژن را برای مراحل دوم و سوم این راکت در نظر گرفتند.

یکی دیگر از تصمیمات تعیین کننده، محل پرتاب راکت به سمت ماه بود. هیچکدام از سایت های آن زمان آمریکا توانایی پرتاب ساترن ۵ را نداشتند، بنابراین باید مکان جدیدی برای احداث تأسیسات پرتاب انتخاب می شد. محل پرتاب نه تنها روی نحوه ساخت ساترن ۵، بلکه روی طراحی آن هم تأثیر داشت. قبل از اینکه کیپ کاناورال انتخاب شود، احتمال می رفت که آمریکا یکی از جزایر دوردست اقیانوس آرام را برای پرتاب انتخاب کند، مانند مکان هایی که برای تست بمب های اتم استفاده می شد. اگر چنین تصمیمی گرفته می شد، فون براون باید با زحمت بسیار، راکت را به گونه ای طراحی می کرد که قسمت های مختلفش از هم جدا شده و به شکل هوایی قابل حمل و نقل باشند.

 

منتظر ادامه ماجرای جذاب ساترن ۵ باشید …


ویژگی های جدید فیفا ۱۹ و مرور آن‌ها؛ از مسابقات فانتزی تا ویژگی‌های جدید آلتیمیت تیم

۲۹ شهریور ۱۳۹۷
بدون نظر


با توجه به نمرات منتشر شده از فیفا ۱۹ و نظرات کاربران و منتقدان نسبت به نسخه دمو رایگان این بازی، به نظر می‌رسد که با یکی از متفاوت‌ترین نسخه‌های سری فیفا در سال‌های اخیر روبرو هستیم. ویژگی های جدید فیفا ۱۹ کم نیستند و تعدادی از آن‌ها به طور کامل تجربه شما از این عنوان را دگرگون خواهند کرد. به همین مناسبت، در ادامه این مطلب به بررسی این بخش‌های تازه خواهیم پرداخت.

بخش‌های جدید

در چند سال اخیر، یکی از انتقادات وارد به سازندگان فیفا به عدم اضافه شدن بخش جدیدی به قسمت آفلاین بازی برمی‌گشت که به نظر می‌رسد این ضعف در فیفا ۱۹ به طور کامل و با بخش‌های جدیدی که در ادامه معرفی‌شان می‌کنیم، رفع شده است:

Cup Finals: در این قسمت، با توجه به اضافه شدن لیگ قهرمانان اروپا و لیگ اروپا به فیفا ۱۹ می‌توانید، مسابقات دو یا تک نفره را در قالب فینال این رقابت مهم انجام دهید.

No Rules: دیگر ویژگی جدید فیفا ۱۹ حالت بدون خطای آن خواهد بود. تجربه فوتبال بدون هیچ‌کدام از قانون‌هایش یک فانتزی برای همه علاقه‌مندان به این ورزش پرطرفدار است و این حالت از مسابقه با حالت No Rules به فیفا جدید اضافه شده تا شما بتوانید یک مسابقه کامل را بدون هیچ کدام از قوانین خاصی مثل آفساید یا ترس از گرفتن اخطار ادامه دهید.

Best Of Series: پیش از این هم بسیاری از افرادی که کنار یکدیگر و به صورت دونفره به تجربه فیفا در کنار یکدیگر می‌پرداختند،‌ رسیدن به تعداد مشخصی از پیروزی در زمین مسابقه را به عنوان هدف نهایی تعین می‌کردند. حال شما می‌توانید بدون دردسر کمتری این نوع از مسابقه دادن را با رقیبتان در فیفا ۱۹ تجربه کنید.

Headers & Volleys: در این بخش،‌ تنها گل‌هایی که به صورت ضربات والی یا ضربه سر به درون دروازه بروند، به حساب خواهند آمد. جالب است بدانید که برای جذاب‌تر شدن این بخش، گل زدن از روی ضربه سر یا به ثمر رساندن ضربه والی در فیفا ۱۹ آسان‌تر از نسخه‌های پیشین این سری شده است.

Home & Away: این حالت از مسابقه پیش از این هم در فیفا ۱۹ وجود داشت و شما می‌توانید مسابقه با حریفتان را در غالب یک بازی رفت و برگشت و قوانینی مانند تعداد گل زده در خانه حریف دنبال کنید.

First To: در این قسمت می‌توانید تا قوانین خاصی را برای خود مسابقه فوتبال تعین کنید. برای مثال قابلیت تعریف این قانون که کسی به تعداد مشخصی گل از فاصله پشت محوطه جریمه به ثمر برساند برنده بازی است، وجود خواهد داشت.

تاکتیک‌های پویا

سیستیم چینش تاکتیک برای یک مسابقه نسبت به فیفا ۱۸ کاملا تغییر کرده و یکی از ویژگی های جدید فیفا ۱۹ محسوب می‌شود. حال دست شما برای برنامه‌ریزی و تلاش برای دیکته کردن افکار خودتان در زمین مسابقه بازتر از گذشته خواهد بود. با امکانات جدیدی که در فیفا ۱۹ وجود دارد، می‌توانید تاکتیک‌های مختلفی را شخصی سازی کنید و برای هر کدام از حالت‌های هجومی و تدافعی تیم‌تان برنامه‌ مشخصی داشته باشید.

همچنین دو تاکتیک All Out Attack و Park The Bus هم از بازی حذف شده‌اند تا مسابقات نسبت به گذشت حس و حال واقعی‌تری پیدا کنند. البته حضور نداشتن این دو بخش به معنای کنار رفتن بازی صرفا هجومی و صرفا تدافعی نیست و شما می‌توانید تا هر کدام از درجات مختلف حالت‌ هجومی یا تدافعی تیم‌تان را بر حسب نیاز تغییر دهید.

زمان بندی در زدن شوت‌ها نیز دیگر فاکتور مهم طی یک مسابقه فوتبال و یکی دیگر از ویژگی های جدید فیفا ۱۹ خواهد بود. در گذشته و هنگام دکمه شوت را دوبار فشار می‌دادیم، ضربات به صورت زمینی به سمت دروازه حریف زده می‌شد. حال قابلیت تنظیم قدرت شوت بازیکنان با گزینه‌های متنوع‌تری در فیفا ۱۹ بازسازی شده‌ است.

با نگاه داشتن دو دکمه چپ و راست که بنابر نحوه شخصی سازی کنترلر شما می‌توانند بالا یا پایین باشند و گرفتن دکمه شوت، نواری بالای سر بازیکنان پدیدار می‌شود که امکان تنظیم قدرت شوت را به شما خواهد داد. سیستم انیمشن‌های بازی نیز به لطف به‌روزرسانی جدید موتور فراستبایت طبیعی‌تر و روان‌تر از گذشته شده و در کل تجربه فوتبال بازی کردن در این عنوان با فیفا ۱۸ به طور کامل متفاوت خواهد بود.

ویژگی‌های جدید آلتمیت تیم

بسیاری از ویژگی های جدید فیفا 19 به بخش التیمیت تیم بازی اختصاص دارند.

بسیاری از ویژگی های جدید فیفا ۱۹ به بخش التیمیت تیم بازی اختصاص دارند.

در سال‌های اخیر و با جان گرفتن بازی‌های آنلاین، بخش آلتمیت تیم سری فیفا نیز به یکی از سودآورترین سرویس‌های الکترونیک آرتز تبدیل شده است. این کمپانی هر ساله سعی می‌کند تا با اضافه کردن المان‌های جدیدی به التمیت تیم، این قسمت را همچنان جذاب و پرطرفدار نگه‌دارد.

در یکی از جدیدترین این تغییرات، یک از ویژگی های جدید فیفا ۱۹ قسمت Division Reviles خواهد بود که شما در ابتدای کار و بعد از انجام چند مسابقه، تعین سطح شده و به لیگ مشخصی مطابق با مهارت فیفا بازی کردنتان منتقل خواهید شد. همچنین، بخشی به نام «لیگ آخر هفته» به فیفا ۱۹ اضافه شده که این امکان را به شما می دهد تا در صورت کسب امتیازی مشخص طی مسابقات هفتگی، در لیگ جداگانه که در آخر هفته ها برگزار می شود، با سایر افراد موفق طی هفته‌ای که گذشت، رقابت کنید.

علاوه بر تمام این مواردو تمام ویژگی های جدید فیفا ۱۹ احتمالا می‌دانید که الکترونیک آرتز در ماه های اخیر با این بحران که برخی از کشورها محتوای بخش آلتیمیت تیم بازی را نوعی قمار کردن می دانند، روبرو است. برای پاسخ به همین بحران، قسمت جدیدی را در فیفا ۱۹ شاهد آن هستیم که نام Player Picks است. در این بخش کاربران اجازه خواهند داشت که بعد از تهیه یک پک، یکی از بازیکنان را به انتخاب خودتان به تیم اضافه کنید.

در ضمن قسمت آیکون فیفا نیز مانند همیشه شاهد بازیکنان اسطوره‌ای دنیای فوتبال خواهد بود که تعدادی از آن‌ها را در ادامه باهم می‌بینیم:

  • ریوالدو از برزیل
  • لمپارد از انگلستان
  • جرارد از انگلستان
  • سیدروف از هلند
  • کرایوف از هلند
  • اوزه بیو از پرتغال
  • کاناوارو از ایتالیا
  • روبرتو باجو از ایتالیا
  • رائول از اسپانیا
  • ماکلله از فرانسه

نخستین موبایل تاشو سامسونگ بدون لایه محافظتی گوریلا گلس از راه می رسد

۲۹ شهریور ۱۳۹۷
بدون نظر


برنامه ریزی سامسونگ برای عرضه نخستین موبایل تاشو اش طی اوایل سال آتی میلادی بر هیچکس پوشیده نیست اما بنابر گزارشی تازه، نمایشگر منحصر به فرد این اسمارت فون احتمالاً مشکلات بزرگی در زمینه مقاومت در برابر سقوط یا برخوردها داشته باشد.

درست مثل دیگر موبایل های امروزی، دیوایس تاشو سامسونگ که احتمالاً گلکسی F نامیده شود، از یک لایه محافظتی روی پنل جلویی بهره می برد که از نمایشگر محافظت خواهد کرد. در زمینه موبایل های پریمیوم، این موضوع معمولاً بدان معناست که باید منتظر تعبیه آخرین نسخه از لایه محافظتی گوریلا گلس روی پنل نمایشگر باشید. اما به خاطر ماهیت تاشو موبایل گلکسی F، این راهکار دیگر کارآمد تلقی نمی شود.

در عوض کمپانی کره ای به استفاده از نوعی پولیمید شفاف روی آورده که تامین آن برعهده کمپانی ژاپنی Sumitomo Chemical خواهد بود. در قیاس با گوریلا گلس، این راهکار جدید مقاومت کمتری از خود نشان می دهد، اما جنس پلاستیکی این لایه به معنای انعطاف پذیری بالا و مقاومت آن در برابر حرارت است که ویژگی هایی مهم برای یک موبایل تاشو به حساب می آیند.

گفتنی است که بنابر آخرین گزارش ها، کمپانی Corning که به تولید گوریلا گلس می پردازد، راهکار خاص خود را برای موبایل های تاشو توسعه داده است. اما متاسفانه به نظر می رسد که این راهکار از نظر سامسونگ آنقدرها پیشرفته نبوده و به همین خاطر، پولیمید شفاف برگزیده شده است.

با درنظرگیری این موضوع که نخستین اسمارت فون تاشو سامسونگ هنوز به مرحله تولید انبوه نرسیده، گفته می شود که تامین کنندگان لایه های محافظتی هنوز مشغول بهبود راهکارهای خود هستند. اما با برنامه ریزی های سامسونگ برای عرضه این موبایل در ماه ژانویه ۲۰۱۹، تا آغاز پروسه تولید انبوه زمان زیادی باقی نمانده است


جمع‌بندی روز: چهارشنبه، ۲۸ شهریور ۱۳۹۷

۲۹ شهریور ۱۳۹۷
بدون نظر


روزی نیست که در دنیای دانش و تکنولوژی اتفاق تازه ای رخ ندهد و ما نیز در دیجیاتو همواره در تلاش و تکاپو هستیم تا تمامی جزئیات این دست از رویدادها را به سمع و نظر شما برسانیم. در طی ۲۴ ساعت گذشته مطالب متعددی در این وبسایت منتشر شده اند که می توانید عنوان مهم ترین آنها را در ادامه ی مطلب مطالعه کرده و بسیار سریع تر از همیشه از مهم ترین وقایع عرصه فناوری آگاه شوید.

The post جمع‌بندی روز: چهارشنبه، ۲۸ شهریور ۱۳۹۷ appeared first on دیجیاتو.


سفرنامه گرجستان ؛ از باتومی تا تفلیس با روزیاتو

۲۸ شهریور ۱۳۹۷
بدون نظر


قبلا در مورد برنامه‌ریزی برای سفر ۱۰ روزه زمینی به گرجستان برایتان نوشتم و تاکید کردم که اطلاعات آن از وب‌سایت‌های دیگر گردآوری شده و تجربه شخصی من نیست. اما در این مطلب می‌خواهم در مورد تجربه سفر خودم به باتومی و تفلیس بنویسم.

برخلاف برنامه ذهنی که داشتم و می‌خواستم زمینی، با اتوبوس و با کمترین هزینه اما بهترین کیفیت به این کشور اروپایی سفر کنم، در نهایت به صورت هوایی و بسیار کوتاه و نه چندان ارزان راهی گرجستان شدم.

البته باید اشاره کنم این سفر پیش از برداشته شدن ارز مسافرتی است. در زمان سفر ما قیمت یورو حدود ۱۲ هزار تومان و قیمت لاری (واحد پول گرجستان) حدود ۴ هزار و ۵۰۰ تومان بود.

تصور من و همراهم این بود که سفر بدون تور مسافرتی برای ما ارزان‌تر تمام خواهد شد، بعلاوه اینکه برنامه سفر و اقامت نیز دست خودمان است و به سلیقه شخصی خود و بدون هیچ محدودیت زمانی می‌توانیم فعالیت‌های موردعلاقه‌مان را انجام دهیم. این نخستین تجربه ما برای سفر خارجی بدون تور بود و مسلما با خیلی از مسایل آشنایی نداشتیم و چندان هم اهل کوله‌گردی و هاستل رفتن هم نبودیم.

اما با همه این تفاسیر، در سایت‌هایی فروش آنلاین بلیط هواپیما همانند علی‌بابا و ملی‌چارتر بلیط هواپیمای ارزان به تفلیس یا باتومی را جست‌وجو کردیم تا در نهایت، در بین بلیط‌هایی که همگی بالای یک میلیون و ۴۰۰ تومان بودند، یک پرواز به باتومی با قیمت ۸۲۰ هزار تومانی پیدا کردیم و راهی فرودگاه شدیم.

در این جا باید اشاره کنم که در اینجا هنوز هتل یا آپارتمانی برای اقامت پیدا نکرده بودیم و قصد داشتیم در زمان معطلی در فرودگاه از سایت بوکینگ این کار را انجام دهیم. در تاریخ رفت، بلیط برگشت نیز از تفلیس با قیمت زیر ۹۰۰ هزار تومان موجود بود. اما ما به اشتباه تصور می‌کردیم اگر به روز پرواز نزدیک‌تر شود، حالت لحظه‌آخری پیدا می‌کند و در نتیجه ممکن است بلیط ارزان‌تری پیدا کنیم که دقیقا برعکس شد.

سفرنامه گرجستان ؛ از باتومی تا تفلیس با روزیاتو

مجسمه علی و نینو در باتومی / این تندیس ۷ متری فلزی، مرد و زنی را نشان می دهد که دور از یکدیگر هستند بین ۸ تا ۱۰ دقیقه به هم نزدیک شده و یکی می شوند.

حالا در ادامه برایتان توضیح می‌دهم که چطور با یک اشتباه ساده، یک میلیون تومان ضرر کردیم.

ما بعد از گرفتن بلیط، راهی فرودگاه امام‌خمینی شدیم. برای پرداخت عوارض خروج که در ماه‌های اخیر از ۷۵ هزار تومان به ۲۲۰ هزار تومان در سفر اول تبدیل شده بود هم لازم نبود به بانک مراجعه کنیم زیرا در خود فرودگاه امام خمینی، دستگاه‌های مخصوص این کار تعبیه شده تا به صورت ۲۴ ساعته در خدمت مسافران باشد.

مدارکی که باید هنگام حضور در فرودگاه همراه داشته باشید، پاسپورت و بلیط هواپیماست.

بیشتر بخوانید: نگاهی به مقصدهای گردشگری در پایتخت رنگارنگ گرجستان

ما پس از باز شدن گیت پرواز، تحویل چمدان‌ها به کانتر مربوطه و دریافت کارت پرواز به کافه طهرون در فرودگاه رفتیم تا غذا و نوشیدنی صرف کنیم. احتمالا می‌دانید که قیمت خوراکی‌ها در ترمینال‌های خروجی فرودگاه‌ها بسیار بالاتر از داخل شهر است. این مساله در کافه انتخابی ما هم مصداق داشت و برای یک تُست مرغ (اسنک) نزدیک به ۳۰ هزار تومان و برای آب‌میوه تازه حدود ۱۵ هزار تومان نفری پول پرداخت کردیم.

کافه طهرون در فرودگاه امام خمینی تهران

اما برای وقتی‌کشی و سرگرم بودن تا لحظه پرواز، انتخاب چندان بدی نبود. به‌خصوص اینکه دیوارها سرتاسر شیشه‌ای بودند و می‌توانستیم حرکت و جابه‌جایی هواپیماها را مشاهده کنیم.

برخی از مردم به نمازخانه فرودگاه می‌رفتند و در آنجا دراز می‌کشیدند تا ساعت پروازشان اعلام شود. برخی هم در همان سالن داخلی در انتظار بودند.

از طریق سایت بوکینگ به راحتی می‌توانید از روی نقشه هتل مورد نظر خود را در شهر مقصد پیدا کنید. روی نقشه، تمامی اماکن اقامتی از هتل تا هاستل به همراه قیمت نمایش داده می‌شوند. به این ترتیب روند انتخاب برای کاربر بسیار آسان‌تر خواهد بود.

در این فاصله ما به جست‌وجو در سایت بوکینگ نیز پرداختیم تا آپارتمان یا هتل با قیمت مناسب انتخاب کنیم. یکی از اشتباهات ما هنگام انتخاب مکان مناسب برای اقامت این بود که به محله آن توجه نکردیم. یعنی تصورمان این بود که شب اول را در یک مکان تمیز سپری کنیم و بعد تصمیم بگیریم که همان‌جا بمانیم یا برویم. به همین خاطر، در محدوده فرودگاه دنبال آپارتمان گشتیم.

باز یکی دیگر از اشتباهات شخص من این بود که واحد پول کشور خودمان را در اپلیکیشن بوکینگ انتخاب کردم تا در جست‌وجوهایم راحت‌تر باشم و بتوانم با توجه به بودجه موردنظرمان، جست‌وجو را فیلتر کنم. غافل از اینکه قیمت‌هایی که به ریال بود با معادل آنها به لاری (واحد پول گرجستان) کاملا تفاوت داشت.

بنا بر همان اشتباه من آپارتمان بسیار تمیزی در نزدیکی فرودگاه پیدا کردم که امکانات کاملی از اتو، ماشین لباسشویی داشت تا استخر و آشپزخانه. قیمتش بر اساس ریال برای هر شب ۴۰۰ هزار تومان بود که در شب پرواز ما تخفیف خورده و ۱۵۰ هزار تومان شده بود. با دیدن امکانات و قیمت، پس از مشورت با همسفرم بدون معطلی آن واحد را رزرو کردم و خوشحال از اینکه چنین جای خوبی نصیبمان شده منتظر پرواز ماندیم.

سفرنامه گرجستان ؛ از باتومی تا تفلیس با روزیاتو

فرودگاه بین‌المللی باتومی – گرجستان

فرودگاه باتومی بسیار کوچک بود. یک شهرستان کوچک ساحلی که امکانات خاصی ندارد را در همان ابتدای ورود به باتومی می‌شد لمس کرد. بدون تونل یا اتوبوس وارد سالن ورودی شدیم. مامورین کنترل پاسپورت‌ها همگی دختران جوانی بودند که با لباس فرم و بدون هیچ‌گونه آرایشی پاسپورت‌ها را چک کرده و مسافران را به داخل هدایت می‌کردند.

قسمت تحویل بار بسیار کوچک بود به طوری که شاید بتوان گفت به ۲۰۰ مترمربع هم نمی‌رسید. چمدان‌هایمان را برداشتیم و بیرون رفتیم.

سفرنامه گرجستان ؛ از باتومی تا تفلیس با روزیاتو

فضای داخلی فرودگاه باتومی

اولین کاری که انجام دادیم چنج کردن ارز بود. ۵۰ یورو چنج کردیم. هر یورو ۳٫۴۸ لاری بود. در آنجا همانند همه فرودگاه‌های شهرهای دنیا راننده‌های تاکسی با پیشنهادهای بالا منتظر مسافران بودند. همسفر من یکی از دوستان ایرانی خود را در فرودگاه دید و آن شخص که ساکن آنجا بود، به ما پیشنهاد داد از فرودگاه سیم‌کارت تهیه نکنیم زیرا با قیمت بالاتری می‌دهند و به داخل شهر برویم. برای کرایه تاکسی هم حتما با راننده‌ها چانه بزنیم.

آزاردهنده‌ترین مساله‌ای که در سفر به گرجستان با آن مواجه خواهید شد، بلد نبودن زبان انگلیسی شهروندان این کشور سابقا کمونیستی است. اصلا برای ما قابل درک نبود که مردم باتومی حتی اعداد انگلیسی را بلد نیستند. تا اینکه متوجه شدیم آموزش زبان انگلیسی تا چند سال پیش در این کشور ممنوع بوده و به همین خاطر هیچ‌کدام از آنها نه در دوران مدرسه نه بعد از آن امکان یادگیری این زبان بین‌المللی را نداشته‌اند.

سفرنامه گرجستان ؛ از باتومی تا تفلیس با روزیاتو

همیشه با راننده‌های تاکسی چانه بزنید زیرا اغلب دو تا سه برابر بیشتر از کرایه واقعی به شما قیمت می‌دهند.

آشنا نبودن آنها به زبان انگلیسی باعث می‌شد که با زبان اشاره با هم صحبت کنیم و اعداد را در ماشین حساب موبایل به یکدیگر نشان دهیم. یا با انگشتان دست.

با این اوضاع، ما که از قیمت‌ها اطلاعی نداشتیم  شب اول از فرودگاه تا آپارتمانمان ۱۵ لاری پرداخت کردیم که فردای آن روز متوجه شدیم ۵ لاری هم برای آن مسیر ۵ دقیقه‌ای زیاد بوده.

به آپارتمان که رسیدیم یک آقا با شلوارک و تی‌شرت نازک به استقبال ما آمد. صاحب آپارتمان بود اما متاسفانه زبان انگلیسی به هیچ عنوان بلد نبود. فراموش کرده بودم بگویم که پس از رزرو کردن آپارتمان، زمانی که هنوز در فرودگاه امام بودیم، خانمی که زبان انگلیسی تا حدی می‌دانست از هتل تماس گرفت تا مطمئن شود که ما شب به آنجا خواهیم رفت.

وقتی در مقابل آپارتمان بودیم، مرد گرجی با همان خانم که احتمالا مسئول مسافران خارجی بود تماس گرفت تا حرفایش را برای ما ترجمه کند و بالعکس. پس از یک مکالمه سه نفره‌ی نه چندان آسان، به طبقه سوم آپارتمان که آسانسور هم نداشت رفتیم. واحدی که برایمان آماده کرده بودند بسیار تمیز بود. کف زمین برق می‌زد و در اتاق خواب هم بالکنی وجود داشت که می‌شد منظره شهر را از آنجا دید.

اما اشتباهی که در بالا اشاره کرده بودم اینجا تازه مشخص شد. پس از گذاشتن چمدان‌ها در اتاق، متوجه شدیم که اتاق ۲۵۰ لاری بوده که با تخفیف ۱۰۰ لاری شده است. یعنی به پول ما در آن شب معادل ۴۰۰ هزار تومان (هر لاری ۴ هزار تومان). اینجا بود که شوکه شدیم. اول تصور می‌کردیم آنها اشتباه می‌کنند اما پس از چک کردن سایت بوکینگ و تبدیل ارز به لاری متوجه شدم اشتباه از ما بوده و قیمت ایرانی که ۱۵۰ هزار تومان نوشته شده بود، درست نبود است.

چاره‌ای جز ماندن نداشتیم زیرا دیروقت بود و دیگر نه فرصتی برای گشتن داشتیم نه حوصله‌ای. با آن آقا چانه زدیم و گفتیم که چه اشتباهی کرده‌ایم و در نهایت توانستیم با شبی ۹۰ لاری آنجا را کرایه کنیم.

سفرنامه گرجستان ؛ از باتومی تا تفلیس با روزیاتو

خانه‌های بسیار قدیمی در نزدیکی ساحل در شهر باتومی

تا ساعت ۱۲ ظهر فرصت داشتیم که اتاق را تحویل دهیم. تصمیم گرفتیم پیاده اطراف را بگردیم و در فرصتی که داریم دنبال هتلی بگردیم که ارزان‌تر باشد. پیاده به سمت مرکز شهر حرکت کردیم. بعد از چنج کردن پول‌هایمان، آب و قهوه هر کدام به قیمت یک لاری خریدیم و پیاده راه می‌رفتیم. خیابان‌ها و ساختمان‌ها بسیار کهنه و قدیمی بودند. موضوع جالب توجه برای من این بود که مردم خیلی راحت لباس پوشیده‌ بودند. یعنی زیبایی یا مرتب بودن لباس برایشان اصلا اهمیتی نداشت.

مردها بدون پیراهن یا تی‌شرت و فقط با یک شلوارک و دمپایی پلاستیکی در سطح شهر راه می‌رفتند و حتی همین‌طور پشت فرمان رانندگی می‌کردند. زنان هم اغلب موهای خود را در بالای سرشان جمع کرده بودند یا بعضا دور شانه‌هایشان ریخته بودند، یک پیراهن بدون آستین و خیلی معمولی با دمپایی پلاستیکی لاانگشتی پوشیده بودند و در سطح شهر تردد می‌کردند.

سفرنامه گرجستان ؛ از باتومی تا تفلیس با روزیاتو

نگاهی دیگر به شهر باتومی

گرما و شرجی بودن باتومی این طرز لباس پوشیدن را توجیه می‌کرد. تنها نکته عجیبی که اشاره کردم این بود که لباس‌ها طرح یا رنگ زیبایی نداشتند و صرفا پیراهن‌های نازک و بلندی بودند که فقط بدنشان را بپوشاند. یعنی در واقع زیبایی لباس قربانی راحتی و نازک بودن آن شده بود.

ما آدرس‌پرسان به سمت ساحل رفتیم. پس از طی مسافتی نه چندان کوتاه به یکی از خیابان‌های اصلی شهر به اسم گورگالیدزه رسیدیم. از اپراتور تلفن همراه آنجا یک عدد سیم کارت دریافت کردیم.

گردشگران خارجی می‌توانند با ارائه پاسپورت، سیم‌کارت رایگان دریافت کنند. البته برای بهره بردن از اینترنت سیم‌کارت، باید بسته اینترنتی می‌خریدیم. ما به ازای ۲ گیگابایت اینترنت، ۷ لاری پرداخت کردیم.

خیابان‌های زیبای باتومی

خیابانی که در آن حضور داشتیم مملو از هتل، مغازه، رستوران، کافه، هاستل و رفت‌وآمد بود. تصمیم گرفتیم در همان محله هتل بگیریم. یک تاکسی گرفتیم تا ما را به آپارتمان بازگرداند. تاکسی ۱۰ لاری از ما پول گرفت. آن موقع هنوز متوجه نبودیم که سه برابر بیشتر از قیمت اصلی پول گرفته. اما بعد از تسویه آپارتمان، وقتی تاکسی گرفتیم که به خیابان گورگالیدزه برگردیم، راننده فقط سه لاری از ما خواست!

از کنار مغازه‌های محلی که رد می‌شوید، میوه‌ها عطر بسیار مطبوعی دارند که نمی‌توانید در برابر وسوسه خرید آن مقاومت کنید.

یعنی باید در سفرهای خارجی خود همیشه با راننده‌ها چانه بزنید. مطمئن باشید قیمت اولیه که راننده می‌گوید دو تا سه برابر بیشتر از قیمت واقعی مسیری است که می‌روید. پس تا می‌توانید چانه بزنید و زیر بار قیمت‌هایی که راننده‌ها می‌گویند نروید. تقریبا همه‌شان قصد سواستفاده از توریست‌های خارجی را دارند.

سفرنامه گرجستان ؛ از باتومی تا تفلیس با روزیاتو

خاچاپوری به همراه لیموناد

ما در یکی از کافه‌های خیابان نشستم تا یک پیراشکی بخوریم و در همان جا یک هتل به چشممان خورد. داخل رفته و متوجه شدیم هزینه اقامت هر شب ۶۰ لاری است. پس از بازدید از اتاق و فضای خانه‌مانند هتل، آنجا را برای دو شب اجاره کردیم. هتل چندان بزرگی نبود. صبحانه هم نداشت. اما سرو چای و قهوه رایگان بود. از امکانات اتاق هم به تلویزیون و اتو می‌توانم اشاره کنم.

بیشتر بخوانید: از «خاچاپوری» تا «چاناخی»؛ شکم گردی در سرزمین گرجستان

پس از یک استراحت یک ساعته، پس از دوش گرفتن راهی ساحل شدیم. باتومی یک شهر ساحلی است و جاذبه اصلی آن نیز دریا و تفریحات آبی است.

سفرنامه گرجستان ؛ از باتومی تا تفلیس با روزیاتو

غروب ساحل باتومی

پیاده از هتل تا دریا راهی نبود. اما ما برای اینکه داخل شهر را هم ببینیم، مسیری را در خیابان اصلی طی کردیم. در انتهای خیابان یک هایپرمارکت وجود داشت که همه چیز در آن یافت می‌شد. خوراکی‌های مورد علاقه خود را خریداری کردیم. قیمت‌ها به لاری ارزان بودند اما معادل ریالی آنها برای ما چندان به‌صرفه تمام نمی‌شود. مثلا آب یک لاری، چیپس بین ۳ تا ۵ لاری، یک قوطی نوشابه پپسی ۳ لاری، موز هر عدد ۲ لاری، که همه اینها ضربدر ۴ هزار تومان می‌شد (در اوایل مردادماه)

ساحل باتومی شنی نیست. قلوه سنگ‌های موجود در دریا و ساحل مانع از شنا کردن یا حمام آفتاب گرفتن اهالی این شهر نمی‌شود. راه رفتن روی این سنگ‌ها در ساحل بدون دمپایی اصلا آسان نبود.

بیشتر بخوانید: آنچه باید در سفر به گرجستان بدانیم

جالب بود که در کنار ساحل دمپایی‌های پلاستیکی شبیه کفش فروخته می‌شد تا پا کاملا درون آن جا بگیرد و درون آب هم در پا باشد. زیرا همان‌طور که گفتم اصلا آسان نبود روی قلوه‌سنگ‌هایی که هر موج دریا آنها را بلند می‌کرد، با پای برهنه راه بروید و بتوانید درون آب تعادل خود را حفظ کنید.

اما خوبی ساحل این بود که همه فقط به فکر تفریح و حمام آفتاب گرفتن خود بودند و در فاصله‌های بسیار نزدیک در کنار هم کاری به اطرافیان نداشتند.

حتی برخی افراد با سگ خود به ساحل آمده بودند و مانعی برای آوردن حیوان خانگی در آنجا وجود نداشت.

بیشتر بخوانید: راهنمای سفر به گرجستان و کارهایی که می‌توانید در این کشور انجام دهید

در ساحل دست‌فروش‌هایی هم بودند که علاوه بر دمپایی و کلاه و وسایل شنا، خوراکی‌هایی همانند بادام یا فندق بو داده می‌فروختند. دستفروش‌ها کاغذهایی داشتند که به سبک قدیم، آنها را شبیه قیف درست می‌کردند و آجیل را درون آن می‌ریختند و به خریدار می‌دادند.

دوچرخه سواری در ساحل باتومی

بد نیست اشاره کنم، بوفه‌های کنار دریا خوراکی‌ها را به قیمت‌هالی بالاتر می‌فروختند. یعنی نوشابه‌ای که در داخل شهر ۳ لاری بود در اینجا با قیمت ۴ لاری عرضه می‌شد. یا چیپس تا ۶ لاری یعنی دو برابر قیمت داشت.

در کنار ساحل مسیری برای دوچرخه سواری وجود داشت که علاقه‌مندان می‌توانستند دوچرخه کرایه کرده و دور ساحل را رکاب بزنند. تور والیبال نیز در ساحل بود و در هر گوشه‌ای عده‌ای با تشکیل تیم بازی می‌کردند.

ظرفیت‌های گردشگری شهر باتومی

ظرفیت‌های گردشگری شهر باتومی کم نیستند و شما اگر فرصت کافی داشته باشید می‌توانید از همه آنها دیدن کرده و ازتفریحات خود لذت ببرید. برنامه سفر دو روزه ما به باتومی اجازه بازدید از همه اماکن توریستی را نمی‌داد. اما در همین فرصت، از مکان‌های زیر دیدن کردیم که جذابیت زیادی داشتند و خاطره‌ای ماندگار برایمان رقم خورد.

کلیسای جامع مادر مقدس: این کلیسا بسیار زیبا و با شکوه است و یکی از باارزش‌ترین جاذبه‌های گردشگری این شهر ساحلی به شمار می‌رود. این بنا در سال‌های ۱۸۹۸ تا ۱۹۰۳ برای کاتولیک‌های رومی بنا شده و در حال حاضر، ظاهر ارتودوکسی دارد. این مکان مقدس با دو برج دوقلوی بلند و پنجره‌های شیشه‌ای رنگی و نقاشی‌های بسیار زیبا نگاه هر گردشگری را به خود جذب می‌کند. زنان مسنی در ورودی کلیسا نشسته‌اند و شمع می‌فروشند تا اگر کسی حاجتی دارد، با روشن کردن شمع در داخل کلیسا، دعایش برآورده شود.

باتومی

کلیسای جامع مادر مقدس

میدان اروپا: یکی از میدان‌های قدیمی شهر باتومی است. در وسط میدان، مجسمه‌ای از مدئا به چشم می‌خورد در سال ۲۰۰۷ ساخت آن تکمیل شده و نماد روابط تاریخی گرجستان با اروپا محسوب می‌شود. تقریبا همه کنسرت‌ها و اجراهای مهم موسیقی و جشن سال نو در این میدان انجام می‌شوند.

میدان اروپا

برج الفبا: برج الفبا  ۱۳۰ متر ارتفاع دارد و در شمال شرقی بلوار باتومی واقع شده. این بنای آهنی،‌۳۳ حرف الفبای گرجی را به شکل DNA نمایش می‌دهد. در نزدیکی این برج، چرخ‌وفلک، قایق‌های تفریحی، مجسمه علی و نینو و رستوران‌ها و کافه‌های متعددی وجود دارد. از هر گوشه پارک و بلوار صدای موسیقی به گوش می‌رسد.

برج الفبا

پارک میراکل

پارک میراکل

پارک میراکل همان پارکی است که مرکز تجاری باتومی، برج الفبا و فانوس دریایی در آن واقع شده است. از همه جا صدای موسیقی به گوش می‌رسد. در انتهای پارک، قایق‌های تفریحی برای هر دور ۳۰ دقیقه‌ای ۱۰ لاری می‌گیرند و از ساحل دور می‌شوند تا چشم‌انداز بسیار زیبایی از ساحل و برج‌ها و سازه‌هایی که با نورهای رنگی مزین شده‌اند را ببینید. در تمام مدت هم موسیقی و سرگرمی در قایق برپاست تا گردشگران لحظه‌های شادی را تجربه کنند.

بلوار باتومی

بلوار باتومی

بلوار باتومی

بلوار باتومی، پارکی به طول یک و نیم کیلومتر است که تا مقابل ساحل اصلی این شهر کشیده شده است. این بلوار زیبا مملو از مسیرهای پیاده‌روی، درختان زیبا، کافه‌ها و رستوران‌های جذاب ساحلی است. علاوه بر این‌ها، چرخ و فلک غول پیکری که در این پارک وجود دارد که به جذابیت‌های آن افزوده است.

مجسمه علی و نینو

مجسمه علی و نینو

مجسمه علی و نینو

معروف‌ترین مجسمه باتومی و حتی کشور گرجستان، علی و نینوست. این مجسمه با ۸ متر ارتفاع در کنار دریای سیاه قرار دارد و تماما فلزی است. در ساخت این دو نفر از یک رمان عاشقانه گرجی الهام گرفته شده. مردم زیادی زیر مجسمه می‌ایستند تا یکی شدن آنها را با هم مشاهده کند. پیام این مجسمه که دو دلباخته‌ی افسانه‌ای هستند این است که دو نفر که عاشق هم هستند د واقع یک روح هستند در دو بدن.


لپ تاپ هواوی میت بوک ایکس پرو؛ همزاد مک بوک در دنیای ویندوزی ها-دیجیاتو

۲۸ شهریور ۱۳۹۷
بدون نظر


هرچقدر شرکت بزرگی باشید، باز هم وقتی با اولین محصول به لیست بهترین ها وارد شوید کار بسیار بزرگی انجام داده اید. مثلاً اپل را تصور کنید که با همان اولین آیفون خود نگاه ها را به سوی خود جلب کرد و تحسین زیادی به دست آورد. حالا نوبت هوآوی است که هرچند دیر به دنیای لپ تاپ وارد می شود، اما تقریباً هرچه کاربران می خواهند را فراهم کرده و دل منتقدین را به دست آورده است. هوآوی سال گذشته از میت بوک ایکس به عنوان اولین لپ تاپ خود پرده برداشته بود و حالا در میت بوک ایکس پرو ضمن به روز رسانی سخت افزار دستگاه، برخی از ایرادات نسل قبلی را هم بر طرف کرده است.

البته شباهت عین به عین میت بوک به مک بوک چیزی نیست که قابل نادیده گرفتن باشد، اما شرکت چینی آنقدر در بخش های دیگر عالی عمل کرده که حتی ظاهر کپی برداری شده هم، چیزی از ارزش های دستگاه کم نمی کند. از شما دعوت می کنیم در بررسی میت بوک ایکس پرو با ویژگی های لپ تاپ جدید هوآوی آشنا شوید.

طراحی، نمایشگر و صفحه کلید

برای پیدا کردن تفاوت های طراحی میت بوک ایکس پرو هواوی با مک بوک اپل به «ذره بین» احتیاج داریم، اما با این وجود، بازخورد منتقدین و خریداران نسبت به دستگاه مثبت بوده است. شاید اگر هواوی صرفاً ظاهر رقیب را کپی کرده بود کسی از این موضوع استقبال نمی کرد، اما میت بوک ایکس پرو واقعاً محصول زیبا و خوش ساختی است و حتی نسبت به مک بوک پرو چند مزیت هم دارد.

اولین مزیت دستگاه وقتی درب لپ تاپ ها را باز کنید نمایان می شود، نمایشگری که ۹۱ درصد از سطح بدنه را پوشش داده و از هر طرف فقط ۴.۴ میلی متر حاشیه دارد. این صفحه نمایش کم حاشیه بیشتر از اینکه یادآور مک بوک باشد، XPS های Dell را به ذهن می آورد که چند سالی است با صفحه نمایش کم حاشیه در دنیای ویندوز دلبری می کنند.

غوطه ور در محتوا

اما غیر از حاشیه های صفحه نمایش هواوی که بسیار باریک تر هستند، بقیه ویژگی های نمایشگر میت بوک ایکس پرو به لپ تاپ های اپل نزدیک است. این صفحه نمایش لمسی ۱۳/۹ اینچی با رزولوشن ۳K در هر اینچ ۲۶۰ پیکسل دارد که ۳۳ پیکسل بیشتر از مک بوک به حساب می آید. حداکثر روشنایی صفحه نمایش به ۴۵۰ نیت می رسد که کمی از مک بوک های اخیر پایین تر است. این موضوع در کنار بازتاب زیاد از سطح نمایشگر، کار با دستگاه را در فضاهای خارجی که نور خورشید زیاد باشد دشوار می کند، اما خوانایی صفحه نمایش برای محیط های داخلی حتی پرنور نیز کافی است.

کنتراست صفحه نمایش ۱۵۰۰ به ۱ در نظر گرفته شده و از ۱۰۰ درصد استاندارد رنگهای sRGB پشتیبانی می کند که این دو خصوصیت نیز به مک بوک نزدیک هستند. این صفحه نمایش کم حاشیه واقعاً شما را در محتوا غوطه ور می کند و نظر از کیفیت تصویر، نمره قبولی را می گیرد.

فقط باید توجه داشته باشید که این صفحه نمایش مثل سرفس های مایکروسافت و پیکسل بوک های گوگل، با نسبت ۳ به ۲ ساخته شده است. این نسبت تصویر یعنی نمایشگر میت بوک ایکس پرو در مقایسه با صفحه نمایش های معمول که ۱۶ به ۹ هستند یا مک بوک های ۱۶ به ۱۰ ، کمی مربعی تر است.

این حالت برای وب گردی یا کار با مجموعه آفیس مناسب است چون فضای بیشتری در اختیار شما قرار می دهد، اما موقع تماشای ویدیو دو نوار مشکی رنگ بالا و پایین تصویر ظاهر می شوند.

مورد عجیب دوربین

هواوی برای اینکه حاشیه صفحه نمایش را کم کند، وب کم میت بوک ایکس پرو را در صفحه کلید دستگاه تعبیه کرده است. این دوربین داخل دکمه ای بین F6 و F7 تعبیه شده است. وقتی دکمه را فشار دهید بیرون می زند و دوربین ظاهر می شود. این روش صفحه نمایش را زیبا تر می کند و امنیت کاربر را افزایش می دهد، اما واقعاً قابل استفاده نیست.

به دلیل محل عجیب وبکم، وقتی لپ تاپ را روی میز قرار دهید موقع مکالمه ی تصویری مخاطب چانه ی شما را می بینید. از آن بدتر وقتی است که لپ تاپ را روی پا قرار دهیم. در این صورت مخاطب مجبور است تا پایان مکالمه تصویری ابعاد شکم شما را تماشا کند.

یک مشکل دیگر هم این است که وبکم مکانیکی احتمال بیشتری دارد خراب شود. البته با توجه به اینکه این روزها وبکم زیاد استفاده نمی شود، هیچکدام اینها قاعدتاً نباید برای شما مشکل ساز شود، مگر اینکه واقعاً قصد داشته باشید حسابی از میت بوک ایکس پرو برای مکالمه تصویری استفاده کنید.

سَبُک بال

اما برگردیم سراغ بدنه فلزی و با کیفیت دستگاه که از آلومینیوم مورد استفاده در صنعت هوانوردی ساخته شده است. وزن میت بوک ۱۳/۹ اینچی ۱/۳ کیلوگرم است و از این نظر با مک بوک های کوچکتر ۱۳/۳ اینچی برابری می کند. ضخامت دستگاه نیز ۱۴/۶ میلی متر است و کمی باریک تر از مک بوک های ۱۳ اینچی و ۱۴/۹ میلی متری به حساب می آید.

اما این اعداد و ارقام و ظرافت های طراحی نباید شما را گول بزند. بدنه فلزی میت بوک در برابر فشار مقاوم است و به نظر می رسد لولاهای نمایشگر سالها بدون مشکل کار کنند.

بر خلاف مک بوک های اخیر که فقط USB-C دارند، کنار بدنه میت بوک یک درگاه USB-A به چشم می خورد که بسیار پر کاربرد است. در سمت دیگر نیز جک ۳.۵ میلی متری هدفون و ۲ درگاه USB-C به چشم می خورند که یکی از برای شارژ کردن کاربرد دارد و دیگری از فناوری Thunderbolt 3 برای پخش ویدیو پشتیبانی می کند.

این درگاه تاندربولت ضمناً از نوع ۴ مسیره در نظر گرفته شده که سریع ترین نوع است، هرچند این موضوع فقط برای کاربران بسیار حرفه ای مهم است و در استفاده روزمره شما تفاوتی ایجاد نمی کند.

داستان بگو

یکی دیگر از مزیت های میت بوک ایکس پرو نسبت به مک بوک های اخیر کیبورد دستگاه است. لپ تاپ هواوی اندکی از مک بوک ۱۳ اینچی باریک تر است و بر خلاف مک بوک، داخل بدنه فن هم دارد. اما با این وجود ارتفاع حرکت کلیدها به ۱/۱ میلی متر می رسد که از ارتفاع ۰/۷ میلی متری دکمه های جدید پروانه ای در مک های اخیر مناسب تر است و موقع تایپ بازخورد خوبی به انگشت کاربر منتقل می کند.

اگر از لپ تاپ برای نوشتن استفاده می کنید، کیبورد میت بوک ایکس پرو بازخورد مناسبی دارد و با فاصله مناسبی که بین کلیدها وجود دارد یک گزینه مناسب به حساب می آید. این کیبورد ضمناً در مقابل پاشیدن مقدار اندکی مایعات مقاومت می کند. البته تجربه تایپ به خوبی رقیبی مثل یوگا ۹۲۰ لنوو نیست، اما قطعاً بالاتر از مک بوک ۱۳ اینچی یا HP Spectre 13 قرار می گیرد.

عمده ترین مشکل کیبورد این است که مدتی طول می کشد به حضور یک دکمه ی اضافی بین F6 و F7 عادت کنید.

لمس کن

میت بوک هواوی هم مثل مک بوک های اخیر ترک پد بسیار بزرگی با ابعاد ۱۲۰ در ۷۸ میلی متر دارد. روی سطح ترک پد لایه نازکی از شیشه گوریلا گلس قرار دارد که به حرکت روان انگشتان کمک می کند و یک لایه محافظ هم وجود دارد که جذب اثر انگشت را کاهش می دهد.

همیشه ترک پد سرفس های مایکروسافت از بهترین های دنیای ویندوز هستند و هواوی هم در این محصول از درایورهای مایکروسافت استفاده می کند. ترک پد هواوی به لطف این درایورها از ژست های مالتی تاچ ویندوز ۱۰ پشتیبانی می کند.

از نظر دقت هرچند ترک پد هواوی به مک بوک های اپل نمی رسد، اما در دنیای ویندوز قطعاً یکی از گزینه های خوب است و نمره قبولی را دریافت می کند، خصوصاً که نسبت به بیشتر رقبای ویندوزی فضای بزرگتری در اختیار شما قرار می دهد.

میت بوک ایکس پرو

دکمه ی پاور دستگاه می رسیم که حسگر اثر انگشت دقیق و سریعی در خود دارد و کاربر را از وارد کردن گذرواژه های خود بی نیاز می کند. حتی وقتی صفحه نمایش خاموش باشد برای ورود به محیط ویندوز کافی است انگشت خود را یک ثانیه روی حسگر قرار دهید.

بر بلندای صدا

نسل اول میت بوک هرچند از فناوری دولبی اتموس پشتیبانی می کرد اما فقط ۲ اسپیکر داشت که حالا در نسل دوم به ۴ اسپیکر افزایش یافته است؛ شامل ۲ اسپیکر و ۲ ساب ووفر که مثل مک بوک در دو طرف کیبورد قرار دارند. با این تغییر حالا بلندی صدای لپ تاپ هواوی در حدی است که وقتی صدا را تا آخرین درجه بلند می کند باعث لرزش بدنه می شود.

هرچند قدرت بیس می توانست بیشتر باشد، اما کیفیت پخش صدا در مجموع قابل قبول است و برای تماشای فیلم یا پخش موسیقی لازم نیست به دنبال اسپیکر جداگانه باشید. خوشبختانه به لطف وجود جک ۳.۵ میلی متری روی بدنه، اگر بخواهید، اتصال دستگاه به اسپیکرهای خارجی به راحتی انجام می شود.

سخت افزار و عملکرد

میت بوک ایکس پرو در ۲ نسخه عرضه می شود. مدل اول که با قیمت ۱۲۰۰ دلار عرضه می شود چنین مشخصاتی دارد: پردازنده i5 نسل هشتم، حافظه داخلی ۲۵۶ گیگابایتی، ۸ گیگابایت حافظه رم و کارت گرافیک مجتمع UHD Graphics 620 ساخت اینتل. اما مدل دوم که برای بررسی در اختیار ما قرار گرفت قوی تر است و با قیمت ۱۵۰۰ دلار عرضه می شود.

مشخصات سخت افزاری مدل قوی تر به شرح زیر است:

  • پردازنده اینتل نسل هشتم Core i7-8550U
  • قدرت پردازنده ۱/۸ گیگاهرتز
  • حافظه رم ۱۶ گیگابایت
  • حافظه داخلی ۵۱۲ گیگابایت از نوع SSD
  • کارت حافظه انویدیا جی فورس MX150

پردازنده ۸۵۵۰U از جدیدترین نسل پردازنده های اینتل می آید و با فناوری ۱۴ نانومتری ساخته شده است. این پردازنده ۴ هسته ای نسبت به نسل قبلی خود که ۷۵۰۰U نام داشت مصرف انرژی کمتری دارد و در تئوری می تواند به سرعت ۴ گیگاهرتز دست پیدا کند، هرچند در تست های ما حداکثر قدرت از ۳/۴ گیگاهرتز فراتر نرفت.

برای بررسی بیشتر از Geekbench 4 استفاده کردیم و میت بوک ایکس پرو در حالت تک هسته ای به امتیاز ۴۳۵۴ دست یافت که لپ تاپ هواویی را پایینتر از HP Spectre 13 و بالاتر از مک بوک پرو ۱۳ اینچی (بدون تاچ بار و مجهز به پردازنده i5) قرار می دهد.

در صورت فعال بودن همه ی هسته ها باز هم با نتیجه مشابهی به دست می آوریم با این تفاوت که لپ تاپ لنوو با یک پله صعود جای میت بوک ایکس پرو را می گیرد.

خبری از بازی نیست

هرچند کارت گرافیک Nvidia Geforce MX150 که در میت بوک ایکس پرو به کار رفته یک مدل پایین رده به حساب می آید، اما بیشتر لپ تاپ های پرطرفداری که در این سطح قیمت هستند همین را هم ندارند. لپ تاپ هایی مثل HP Spectre یا Thinkpad X1 Carbon که در بنچمارک های قبلی بالاتر از میت بوک اکس پرو قرار داشتند به جای کارت گرافیک اختصاصی، از چیپ گرافیکی HD graphics 620 اینتل استفاده می کنند که حتی نصف MX150 هم قدرت ندارد. این کارت گرافیک نسل جدیدی برای ۹۴۰MX به حساب می آید و ۳۰ درصد قوی تر شده است.

البته باید توجه داشته باشیم که MX150 با دو توان طراحی گرمایی مختلف طراحی شده است. در محصول باریکی مثل میت بوک اکس پرو با مدل هزار مگاهرتزی مواجه هستیم که ۱D10 نام دارد، در حالی که نسخه قوی تر ۱D12 نامیده می شود و توان پردازش گرافیکی در آن به ۱۵۰۰ مگاهرتز می رسد.

این کارت گرافیک در بنچمارک ۳DMark Fire Strike امتیاز ۲۴۳۷ را کسب می کند که نشان می دهد همانطور که انتظار داشتیم اندکی نسبت به محصولات مجهز به نسخه ۱D12 پایین تر به حساب می آید و دو برابر محصولات مجهز به چیپ مجتمع HD 620 قوی تر است.

میت بوک اکس پرو با این کارت گرافیک می تواند بازی های نسبتاً جدید و نه چندان سبک مثل Battlefield 1 یا Civilization VI را با تنظیمات گرافیکی متوسط اجرا کند، اما این محصول واقعاً برای بازی کردن ساخته نشده است، خصوصاً که نسبت تصویر ۳ به ۲ باعث می شود بیشتر اوقات بازی ها به شکل تمام صفحه اجرا نشوند.

قهرمان تندخوانی

اما جایی که واقعاً میت بوک اکس پرو می درخشد سرعت حافظه SSD داخلی ۵۱۲ گیگابایتی دستگاه است. بر اساس بنچمارک AS SSD لپ تاپ هواوی با سرعت حدود ۲۶۰۰ مگابایت در ثانیه اطلاعات را از روی حافظه داخلی می خواند و با سرعت حدود ۱۴۰۰ مگابایت می نویسد.

هواوی در این نسل هم مثل سال گذشته از درایو SSD ساخت Lite-On استفاده کرده است، هرچند برخی مدل های میت بوک اکس پرو نیز با حافظه داخلی PM961 ساخت سامسونگ عرضه می شوند.

میت بوک ایکس پرو

در هر حال باید گفت میت بوک اکس پرو با این رقم ها از نظر سرعت حافظه یکی از گزینه های خوب بازار است و فقط مک بوک های اخیر می توانند از این نظر نسبت به هواوی عملکرد بسیار بهتری داشته باشند.

قابلیت تعمیر و شخصی سازی

پنل زیر بدنه بعد از باز کردن ۸ پیچ T6 Hex جدا می شود، اما چیزی برای تعویض وجود ندارد. نیمی از فضای این بخش به لوله های حرارتی اختصاص دارد و نیم دیگر برای باتری در نظر گرفته شده است. حتی برای دسترسی به حافظه SSD هم لازم است لوله های حرارتی را از جای خود خارج کنید.

حرارت و نویز

با وجود اینکه هواوی در این نسل سیستم خنک کننده داخلی لپ تاپ را بهبود داده است، اما باز هم دمای بدنه نسبت به نسل قبلی کمی بالاتر می رود. وقتی پردازش سنگینی انجام نمی شود، زیر بدنه ۳۰ درجه سانتی گراد حرارت دارد. موقع بازی کردن حرارت سطح بالایی بدنه تا ۴۸ درجه بالا می رود که بین ۵ تا ۱۰ درجه از نسل قبلی بیشتر است.

این دما از محصولی مثل XPS 13 که کارت گرافیک اختصاصی ندارد بیشتر است، اما پایین تر از ThinkPad X1 Carbon قرار می گیرد که دمای بدنه ی آن موقع بازی کردن به راحتی تا بالای ۵۰ درجه افزایش پیدا می کند. خوشبختانه حتی زیر فشار سنگین هم سطح ترک پد و جایی که دستان خود را قرار می دهید آنقدری گرم نمی شوند که آزار دهنده باشند.

میت بوک ایکس پرو

صدای فن هم تا موقعی که پردازش سنگین نباشد به گوش نمی رسد، اما موقع بازی کردن تا ۴۵ دسیبل افزایش پیدا می کند که رقم کاملاً معقولی است و کاربر را آزار نمی دهد.

شارژ کافی برای یک روز

معمولاً در یک محصول ظریف و سبک اولین چیزی که قربانی می شود عمر باتری است، اما خوشبختانه هواوی میت بوک اکس پرو را به یک باتری با ظرفیت ۵۷ وات ساعت مجهز کرده است که ۱۷ وات ساعت بیشتر از نسل قبلی به حساب می آید.

به گفته هواوی یک شارژ کامل باتری برای ۱۲ ساعت پخش ممتد ویدیو کفایت می کند. اما پخش ویدیو به توان پردازش چندانی احتیاج ندارد و طبعاً در دنیای واقعی این زمان کمتر می شود. مثلاً اگر بنچمارک Basemark که توان پردازش زیادی مصرف می کند را روی میت بوک اجرا کنید بعد از حدود ۴/۵ ساعت شارژ باتری به اتمام می رسد.

میت بوک ایکس پرو

بر همین اساس می توان گفت اگر از لپ تاپ خود برای ترکیبی از کاربردها مثل پخش ویدیو، پردازش سنگین، وب گردی و موارد معمول استفاده می کنید، دستگاه به راحتی می تواند یک روز کاری ۸ ساعته را با شما همراهی کند، اما هرچه استفاده شما سنگین تر باشد این رقم کمتر می شود.

داخل جعبه میت بوک یک شارژر ۶۵ واتی قرار دارد که با درگاه USB-C به لپ تاپ متصل می شود و در کمتر از ۲ ساعت شارژ باتری را کامل می کند. جالب اینکه به دلیل استفاده از درگاه USB-C می توانید از این شارژر برای تلفن های هوشمند خود نیز استفاده کنید. شارژر هواوی از فناوری شارژ سریع پشتیبانی می کند و به طور خودکار مقدار جریان مورد نیاز ابزار شما را تشخیص می دهد.

جمع بندی

میت بوک ایکس پرو

میت بوک ایکس پرو یکی از بهترین گزینه هایی است که می توانید در بازه ۱۲۰۰ تا ۱۵۰۰ دلار انتخاب کنید. هرچند ظاهر این محصول به مک بوک شباهت زیادی دارد، اما در عوض کیفیت ساخت محصول بسیار بالاست و حتی چندتایی مزیت کاربردی هم نسبت به لپ تاپ های اپل به چشم می خورند.

مهم ترین مزیت صفحه نمایش لمسی و کم حاشیه دستگاه است که ۹۱ درصد از سطح بدنه را به خود اختصاص داده و شما را به معنای واقعی کلمه در محتوا غرق می کند. کیبورد دستگاه نسبت به مک بوک های اخیر تجربه تایپ مناسب تری دارد و کیفیت تاچ پد بزرگ لپ تاپ هواوی هرچند به مک بوک نمی رسد، اما برای دنیای ویندوز عالی است.

میت بوک ایکس پرو

میت بوک ایکس پرو با وجود وزن سبک و ابعاد کوچک خود عمر باتری مناسبی دارد که برای یک روز کاری ۸ ساعته به خوبی کفایت می کند. ضمناً اگر نسخه گران قیمت تر را تهیه کنید، یک کارت گرافیک اختصاصی هم دارد که برای اجرا کردن بازی و عملکردهای گرافیکی نه چندان سنگین کارایی دارد.

میت بوک اکس پرو تقریباً هرچیزی که در یک لپ تاپ با این قیمت دنبالش باشید را در اختیار شما قرار می دهد، تنها مشکل اینجاست که متاسفانه شرکت هواوی در حال حاضر برنامه ای برای عرضه این محصول در بازار ایران ندارد.

نکات مثبت
  • کیفیت ساخت عالی
  • صفحه نمایش چشمگیر
  • کیبورد و ترک پد با کیفیت
  • قدرت پردازش مناسب
  • عمر باتری خوب
  • دارای درگاه USB-A
  • مجهز به کارت گرافیک اختصاصی
نکات منفی
  • محل غیر کاربردی وبکم
  • فاقد درگاه کارت حافظه
  • عدم امکان تعویض قطعات داخلی توسط کاربر
  • استفاده از نسخه ضعیف تر کارت گرافیک MX150
  • شباهت ظاهری بیش از اندازه به مک بوک
  • عدم عرضه در ایران