Sorry, no posts matched your criteria.

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

دانلود آهنگ فریدون آسرایی آهای خوشگل عاشق

۷ مهر ۱۳۹۷
دسته‌بندی نشده
بدون نظر

دانلود آهنگ فریدون آسرایی آهای خوشگل عاشق

در این پست می توانید آهنگ فریدون آسرایی به نام آهای خوشگل عاشق را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ فریدون آسرایی آهای خوشگل عاشق

Download New Song By FereyDoun Asraei Called  Gole Hayahoo

خواننده نام آهنگ تنظیم دسته بندی
فریدون اسرایی انفرادی فریدون اسرایی آهنگ غمگین

 

نوشته دانلود آهنگ فریدون آسرایی آهای خوشگل عاشق اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.


دانلود آهنگ محسن چاوشی برقصا

۷ مهر ۱۳۹۷
دسته‌بندی نشده
بدون نظر

دانلود آهنگ محسن چاوشی برقصا

در این پست می توانید آهنگ محسن چاوشی به نام برقصا را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ محسن چاوشی برقصا

Download New Song By Mohsen Chavoshi Called  Beraghsa

خواننده نام آهنگ تنظیم دسته بندی
محسن چاوشی بی قرار محسن چاوشی آهنگ شاد

 

نوشته دانلود آهنگ محسن چاوشی برقصا اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.


۱۰ نوآور برتر تاریخ بشر و خدماتی که به جهان ارائه دادند

۷ مهر ۱۳۹۷
بدون نظر


طبیعت نوآوری در فاصله گرفتن از وضعیت یکنواخت موجود است و انسان های نوآور معمولاً زمانی شکوفا می شوند که تا حدی از روزمرگی و شرایط عادی دور شده باشند.

نوآوری سطوح مختلفی دارد و در برخی موارد می تواند با پایان دادن به روش های قدیمی، نقطه آغازی برای متدهای جدید باشد. ما نیز در این مطلب قصد داریم شما را با ۱۰ نفر از برترین نوآوران تاریخ که هرکدام به نوعی موجب تغییر پارادایم های غالب زمان خود شدند، آشنا کنیم. با دیجیاتو همراه باشید.

سای لون

نوآور

بسیاری از نویسندگان و پژوهشگران غربی از کارل مارکس گرفته تا فرانسیس بیکن، کشور چین را به عنوان خاستگاه اصلی بسیاری از نوآوری های دنیای مدرن می دانند. در بین ابداعات چینی که به چهار اختراع بزرگ معروفند، یعنی قطب نما، باروت، ساخت کاغذ و چاپ، تنها یکی از آنهاست که اعتبارش به شخص خاصی تعلق دارد.

سای لون در سال ۱۰۵ میلادی کاغذ را اختراع کرد

بر اساس شواهد تاریخی، سای لون یا تسای لون که یکی از خدمتکاران دادگاه امپراطوری چین بود، در سال ۱۰۵ میلادی کاغذ را اختراع کرد. البته مانند بسیاری از ابداعات دیگر، کاغذ نیز با تکامل یک ایده موجود اختراع شد. قرن ها بود که انسان برای نوشتن و انتقال پیام، از پاپیروس استفاده می کرد؛ اما مشکل پاپیروس ظرافت و قیمت بالا در کنار کندی فرآیند نوشتار و راحتی از بین رفتن آن بود.

سای لون نیز با توجه به این موضوع، به دنبال جایگزینی برای پاپیروس گشت و توانست از ترکیب چوب خیس خورده، کنف، پارچه کهنه و تور ماهیگیری نخستین برگه های کاغذ را تولید کند.

این محصول علاوه بر سهولت استفاده، راحت تر تولید و حمل می شد و سای لون نیز پیش از ارائه آن به کل کشور، فرمول و فرآیند خود را بهبود داد. کاغذ جدید نیز به سرعت در چین و بعد در کل دنیا فراگیر و جایگزین پاپیروس شد.

برادران رایت

نوآور

چه طور ممکن است دو برادر حلب ساز اختراعی را به ثبت برسانند که در حالت عادی، تنها یک کمپانی قدرتمند با منابع انسانی و مالی قابل توجه از پس آن برمی آید؟ ساده ترین پاسخ به این سؤال پشتکار پایان ناپذیر است.

در ۱۷ دسامبر سال ۱۹۰۳ میلادی برادران رایت بالاخره نخستین پرواز با یک هواپیمای موتوردار قابل هدایت را انجام دادند

ویلبر و اورویل رایت دو برادر از شهر دیتون ایالت اوهایو آمریکا بودند که در محل زندگی خود به تعمیر دوچرخه می پرداختند. آنها در کودکی تحت تأثیر اختراعات آلفونس پناود فرانسوی که یکی از پیشگامان علم هوانوردی بود قرار گرفتند و زمانی که بزرگ شدند، رؤیای ساخت یک ماشین پرنده واقعی را دنبال کردند.

البته پیش از برادران رایت، بسیاری از ماجراجویان و مخترعان نیز اقدام به ساخت هواپیما کرده بودند؛ اما این دو برادر نوآور آمریکایی که علوم مهندسی را خود فراگرفته بودند، پس از هر شکست دوباره به تخته های طراحی باز می گشتند و به رفع نواقص طرح می پرداختند.

در ۱۷ دسامبر سال ۱۹۰۳ میلادی برادران رایت بالاخره نخستین پرواز با یک هواپیمای موتوردار قابل هدایت را انجام دادند و دو سال بعد از اولین هواپیمای کاربردی دنیا رونمایی کردند. ابداعی که سرآغاز صنعت هوانوردی بود و کره زمین را به دنیای کوچکتری تبدیل کرد.

لئوناردو داوینچی

نوآور

لئوناردو داوینچی بیشتر شهرت خود را به خاطر نقاشی هایی مانند مونالیزا و شام آخر به دست آورده و معمولاً از او به عنوان یکی از بزرگترین هنرمندان کل دوران یاد می شود. اما جالب است بدانید که داوینچی یک دانشمند و مهندس با استعداد هم بود و مخترعی نوآور به حساب می آمد.

ایده اولیه وسایلی مانند دوچرخه، هواپیما، هلیکوپتر، مسلسل و چتر نجات در طرح های داوینچی یافت شده است

به عنوان یکی از ذهن های خلاق دوران رنسانس، لئوناردو در تاریخ ۱۵ آوریل سال ۱۴۵۲ میلادی در دهکده وینچی ایتالیا متولد شد. ایده های داوینچی بسیار جلوتر از زمان خود بودند و بنیان های طراحی وسایلی مانند دوچرخه، هواپیما، هلیکوپتر، مسلسل و چتر نجات را که قرن ها بعد ساخته شدند بنا نهادند.

از دانش عمیق داوینچی در زمینه ساختار بدن (که در طرح ها و نقاشی هایش مشهود است) تا درک بالای او از علوم فیزیک، ریاضی و نجوم، کلید اصلی نوآوری های لئوناردو اهل دهکده وینچی را می توان هماهنگ کردن دانش و استعدادش برای ایده پردازی دانست.

گالیلئو گالیله

نوآور

گالیله اختراعات و اکتشافات بسیاری داشت اما مهمترین شاخصه این نوآور ایتالیایی، پرسشگری و به چالش کشیدن علوم و باورهای رایج بود. او در ۱۵ فوریه سال ۱۵۶۴ میلادی در شهر پیزا به دنیا آمد و پدرش یکی از موسیقیدانان برجسته زمان بود.

تلسکوپ گالیله بزرگنمایی ۲۰ برابری داشت

شاید شاخص ترین و با اهمیت ترین اختراع گالیله، تلسکوپ او باشد که بر اساس طرح دوربین های تک چشمی دانشمندان هم عصرش ساخت. البته دوربین های مذکور توانایی بزرگنمایی ۳ برابری داشتند، حال آن که اختراع گالیله بزرگنمایی ۲۰ برابری داشت و به او اجازه می داد اجرام آسمانی را با دقت مورد مطالعه قرار دهد.

گالیله با استفاده از همین وسیله توانست ناهمواری های سطح ماه را بررسی کند، چهار قمر بزرگ سیاره مشتری را ببیند و یک ابرنواختر را مشاهده نماید. اکتشافات اینچنینی گالیله را قادر ساختند که نظریه خورشید مرکزی کوپرنیک را اثبات کند و تئوری حاکم، مبنی بر مرکزیت زمین در عالم، را زیر سؤال ببرد.

البته طبق معمول سخنان این دانشمند به مذاق کلیسای کاتولیک خوش نیامد و آنها گالیله را تکفیر کرده و به زندان انداختند. اما بعدها در مجازاتش تخفیف قائل شده و گالیله را تا سال ۱۶۴۲ و پایان زندگی در خانه اش در توسکانی حبس کردند.

ایدا لاولیس

نوآور

ایدا لاولیس دختر شاعر معروف انگلیسی لرد بایرون بود و از همان ابتدا در محیطی اشرافی بزرگ شد. اما بر خلاف بسیاری از دختران اشراف زاده قرن ۱۹، به تحصیل علم پرداخت و با شخصیت نوآور و ایده پردازی که داشت، پایه های انقلاب کامپیوتری که یک قرن بعد رخ داد را بنا کرد.

ایدا لاولیس پایه های انقلاب کامپیوتری را بنا کرد

لاولیس در سن ۱۷ سالگی با چارلز ببیج که روی دستگاهی به نام «موتور آنالیز» کار می کرد آشنا شد. این دستگاه که به نوعی یکی از نخستین کامپیوترها بود، توجه ایدا را جلب کرد و با تلاشی که لاولیس برای پیشبرد پروژه انجام می داد، لقب «جادوگر اعداد» را از طرف ببیج برایش به ارمغان آورد.

اما مهمترین تأثیری که ایدا روی پروژه داشت، ایده پردازی درباره امکان استفاده از سمبل ها در کنار اعداد و همچنین نمایش وجود چیزهای مختلف با استفاده از ارقام بود که در واقع پل عبور از محاسبات به رایانش به حساب می آمد.

البته ایدا لاولیس در جوانی مرد اما میراث ارزشمندی را بر جای گذاشت که راهنمای مسیر آلن تورینگ پدر علم محاسبه نوین و هوش مصنوعی شد.

توماس ادیسون

نوآور

توماس آلوا ادیسون که معمولاً از او به عنوان بزرگترین مخترع تاریخ یاد می شود، در سال ۱۸۴۷ میلادی در ایالت اوهایو آمریکا متولد شده و در طول دوران کاری اش بیش از ۱۰۰۰ پتنت به نام خود ثبت کرده است.

ادیسون که همواره در کنار ابداعات تکنولوژی و علمی نگاهی هم به کسب و کار داشت و موضوع ثبت اختراع را جدی می گرفت، همیشه روی ایده هایی تمرکز می کرد که بتوان آنها را به محصول نهایی و قابل فروش تبدیل کرد و یکی از مشکلات روزمره زندگی را با آن حل نمود.

ادیسون همواره موضوع ثبت اختراع را جدی می گرفت

قلب تپنده فعالیت های ادیسون مرکز تحقیقاتی منلو پارک او در نیوجرسی بود که تنها برای یک هدف آن هم اختراع کردن تأسیس شده بود و نخستین مرکز در نوع خود به شمار می آمد. تیم ادیسون در این مرکز روی ایده های جدید کار می کردند و محصولات قابل تولید در ابعاد گسترده را روانه کارگاه های صنعتی می نمودند.

از جمله اختراعات ادیسون می توان به تلگراف، گرامافون، باتری های آلکالین، دوربین فیلمبرداری (نسخه ابتدایی) و از همه مهم تر نخستین لامپ الکتریکی کاربردی اشاره کرد که چنین اختراعاتی، یکی از مهمترین عوامل رشد صنعتی آمریکا در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ بودند.

ماری کوری

نوآور

ماری کوری بر خلاف بسیاری از کاشفان و مخترعان نوآور هم عصر خود، نتایج کارش را به صورت پتنت ثبت نکرد و بدون چشم داشت به مسائل مالی، پژوهش های خود را در اختیار جامعه علمی قرار داد تا باقی دانشمندان بتوانند تحقیقاتش را کامل تر کنند.

ماری کوری در علوم فیزیک و شیمی مفتخر به دریافت جایزه نوبل شده است

مادام کوری که سال ۱۸۶۷ در لهستان به دنیا آمد، به دلیل فضای حاکم آن دوران در اروپای شرقی، به عنوان یک دختر از تحصیل در کالج محروم بود و به همین خاطر دانش خود را از طریق یک نهاد مخفی به نام دانشگاه پروازی فرا گرفت. او سپس برای ادامه تحصیل به فرانسه و دانشگاه سوربن (که دختران را می پذیرفت) رفت و به یکی از بزرگترین دانشمندان تاریخ بدل شد.

ماری کوری که بیشتر به خاطر پژوهش هایش در زمینه مواد رادیواکتیو و کشف عنصر پولونیوم شناخته می شود، نخستین فردی است که توانسته دو جایزه نوبل (یکی در زمینه فیزیک و دیگری در زمینه شیمی) دریافت کند و تئوری رادیواکتیویته را پایه ریزی نماید.

البته این بانوی نوآور تأثیرات مرگبار مواد رادیواکتیو روی بدن انسان را به صورت ناخواسته کشف کرد و در سال ۱۹۳۴ به خاطر سرطان خونی که از طریق تابش مواد رادیواکتیو در بدنش ایجاد شده بود، درگذشت.

هدی لامار

نوآور

هدی لامار یکی از آن مثال هاییست که درباره قضاوت نادرست از روی ظاهر می توان زد. وی که یک بازیگر اتریشی-آمریکایی بود، به صورت نه چندان آشکار تحقیقات علمی انجام می داد و نتایج کارهای او به خلق فناوری هایی مانند بلوتوث و وای فای در سال های بعد انجامید.

هدی لامار بازیگر هالیوود بود

لامار که علوم ارتباطات و مهندسی مخابرات را به صورت خودآموز فراگرفته بود، در کنار بازیگری هالیوود، روی فناوری های بی سیم کار می کرد و طی جنگ جهانی دوم، روشی را برای انتشار امواج اختراع کرد که دقت اژدر زیردریایی های متحدین را به طرز چشمگیری افزایش داد.

فناوری به کار رفته در زیردریایی ها بعدها تکامل یافت و حالا در قالب تکنولوژی های ارتباطی بی سیم به صورت روزمره توسط بسیاری از مردم دنیا مورد استفاده قرار می گیرد.

روزالیند فرانکلین

نوآور

مانند بسیاری از بانوان تأثیرگذار دنیای علم، روزالیند فرانکلین نیز برای تحصیلات با مشکل مواجه بود و پدرش از تقبل هزینه های دانشگاه سر باز می زد. البته در نهایت روزالیند به دانشگاه کمبریج راه یافت و توانست مدرک دکتری خود را سال ۱۹۵۱ در رشته شیمی فیزیک دریافت کند.

مهم ترین دستاورد فرانکلین، نقش اساسی او در پژوهشی است که به عنوان بزرگترین کشف قرن بیستم شناخته شده و ساختار DNA انسان را در یک عکس پرتو ایکس نشان می دهد. البته بسیاری از همکاران مرد او همواره روزالیند را پایین تر از خود دیده و در حد یک دستیار به او می نگریستند.

پژوهش های روزالیند فرانکلین به ترسیم ساختار DNA انجامید

یکی از این همکاران شخصی به نام موریس ویلکینز بود که بدون اطلاع فرانکلین، تحقیقات او را با فردی به نام فرانسیس کریک به اشتراک گذاشت و این دو با استفاده از اطلاعات پژوهش روزالیند فرانکلین، نخستین مدل DNA را ترسیم کردند. این دستاورد که منجر به دگرگونی علم پزشکی و داروسازی شد، در سال ۱۹۶۲ جایزه نوبل را نصیب ویلکینز و کریک کرد.

البته فرانکلین روزالیند چهار سال قبل بر اثر سرطان فوت کرده بود و از آنجایی که جایزه نوبل به افراد فوت شده تعلق نمی گیرد، نقش او نیز در این دستاورد مورد شناسایی قرار نگرفت. هرچند تا به امروز کمپین های زیادی برای بازگرداندن اعتبار کشف ساختار DNA به فرانکلین راه اندازی شده، اما همچنان این بانوی دانشمند و نوآور مورد بی مهری جامعه علمی قرار دارد.

تیم برنرز لی

در سال ۱۹۸۹ میلادی، تیم برنرز لی که در آزمایشگاه CERN سوئیس کار می کرد، برای نخستین بار مرورگری برای هایپرتکست ابداع نمود و تا ماه اکتبر سال بعد، هسته های اصلی شبکه جهانی اینترنت را پی ریزی کرد که ما آنها را با نام های HTML ،URL و HTTP می شناسیم.

این نوآور انگلیسی که در ابتدا ابزار مورد اشاره را به منظور ارتباط دانشمندان سراسر دنیا برای تبادل اطلاعات علمی بنا کرده بود، متوجه پتانسیل بالای ایده خود شد و کاربردهای آن را فراتر از دنیای آکادمیک یافت. فعالیت های بعدی آقای لی و توسعه ایده اولیه اش نحوه تعامل انسان ها با یکدیگر را برای همیشه تغییر داد.


بررسی فیلم I Think We’re Alone Now، من مرد تنهای شبم

۷ مهر ۱۳۹۷
بدون نظر


پیتر دینکلیج در نقش دل ظاهر می‌شود، مردی که در ابتدای فیلم پشت فرمان ماشین بزرگش نشسته و در شهری که به نظر خالی از سکنه می‌آید پرسه می‌زند. او با رفتن به داخل هر خانه، دستکش‌هایی به دست می‌کند و بعد از زدن ماسکی به صورت، شروع به پاکسازی منزل می‌کند و وسایلی را نیز برای خود برمی‌دارد، وسایلی از قبیل باتری و خوردنی‌جات مختلف و… جنازه‌هایی نیز در این خانه‌ها وجود دارد که به نظر پوسیده می‌آیند و سالهاست که ازمرگشان گذشته، آنها یا روی مبل نشسته‌اند یا در حمام هستند و یا حتی پشت میز نهار، ظاهرا همگی آنان ناگهانی‌ مرده‌اند.

بررسی فیلم I Think We're Alone Now

فیلم I Think We’re Alone Now قصد دارد تا روایتی بدیع و تازه را در سبکی کهنه و قدیمی، پساآخرالزمانی، روایت کند و احتمالا می‌دانید خلاقیت به کار بردن در این ژانر، هنر می‌خواهد! فیلم مانند برخی از آثار مدرن امروزی، بیشتر از آنکه روی جنبه تخیلی این ماجرا برود، بر روی عواطف انسانی و درام ماجرا دست گذاشته و در زیر پوست روایت تخیلی خود، عاشقانه‌ای را به تصویر می‌کشد که علی رغم دنیای عجیبش، باور پذیر است.

  • کارگردان:ریید مورانو
  • استودیو تهیه کننده: مومنتوم پیکچرز
  • بازیگران: ال فانینگ؛ پیتر دینکلیج؛ پل جیاماتی
  • بودجه:نامشخص

بررسی فیلم I Think We're Alone Now

دل تنها بازمانده دنیاست، این را خودش می‌گوید و در طی این چند صد روزی که در شهرش که حالا تبدیل به شهر مردگان شده، هیچ انسان زنده دیگری را ندیده است. تمام انسان‌ها در یک روز و ساعت خاص بنا به دلایلی نامعلوم مرده‌اند و دل هم دلیل آن را نمی‌داند ولی به نظر می‌رسد که از وضعیت پیش آمده چندان هم ناراحت نیست. او در خانه‌ها پرسه می‌زند و با پاکسازی‌ آن‌ها، علامت ضربدر بزرگی درب در خانه با گچ یا اسپری سفید کشیده و جنازه‌های اندرونی خانه را باندپیچی کرده و با خود به قبرستانی که درست کرده می‌برد. هیچ راه تماسی با هیچ جای دنیا برای دل فراهم نیست و انرژی‌هایی همچون برق و.. نیز همگی از کار افتاده‌اند.

بررسی فیلم I Think We're Alone Now

دل بعد از اینکه این کارها را انجام می‌دهد، ماهیگیری و زراعت می‌کند و در نهایت هم به کتابخانه شهر، جایی که قبل از وقوع رویداد مرگ همگانی در آن کار می‌کرد، می‌رود و طبق معمول کار خودش را انجام می‌دهد،‌خلاصه نویسی از کتاب‌ها و مرتب کردن و لیست بندی کردن آنها! دل در نهایت شب‌ها با لپ‌تاپ‌ها و تبلت‌هایی که هنوز شارژ دارند سر می‌کند و آثار مشهور سینما را دنبال می‌کند، آثاری که دیگر قرار نیست در این دنیای خالی از سکنه همانند آنها ساخته شوند.

بررسی فیلم I Think We're Alone Now

همه چیز ناگهان تغییر پیدا می‌کند، آنهم درست در روزی که مثل همه روزمرگی‌های اخیر دل، او در یکی از خانه‌های پاکسازی شده خوابیده و با صدای سهمگینی از خواب بیدار می‌شود. دل به بیرون رفته و ماشینی را می‌بیند که با تیر چراغ برق تصور کرده و در آن دختری برخلاف او قد بلند و زیبارو (با بازی ال فانینگ) بیهوش شده و البته نفس می‌کشد! در ماشین چیز خطرناکی جز یک تپانچه به چشم نمی‌خورد و دل دقیقا نمی‌داند که چرا این دختر اینجاست و از آن مهم‌تر که چطور او زنده مانده است؟

بررسی فیلم I Think We're Alone Now

داستان فیلم I Think We’re Alone Now به سه بخش تقسیم می‌شود که تو گویی به هم چسبیده‌اند و سه گانه‌ای را تشکیل می‌دهند در باب تنهایی انسان و روابط عاطفی بشر. قسمت اول داستان زندگی تنهای دل در شهر مردگان است و قسمت میانی با ورود زنده دیگری به داستان شروع می‌شود که برای همه این تصور را به وجود می‌آورد که شاهد یک داستان آدم و حوا در قالبی مدرن خواهیم بود.

بررسی فیلم I Think We're Alone Now

اما دو کاراکتر حاضر در دنیای فیلم I Think We’re Alone Now همانند یین و یانگ هستند و تضادی که با یکدیگر دارند بر هیچ کس پوشیده نیست. انتخاب هر دو بازیگر با هوشمندی تمام صورت گرفته، پیتر دینکلیج (که حتما او را از سریال گیم آو ترونز یا همان بازی تاج و تخت می‌شناسید) قد کوتاه با چهره‌ای خاص و ریشی انبوه در صورت و ال فانینگ (خواهر داکوتا فانینگ که با اینکه از خواهر خود در عالم سینما کار را کمی دیرتر شروع کرد، ولی این روزها از او جلو زده است) زیبارو و قد بلند و سفیدرو. جدا از این تضاد ظاهری، خلق و خوی هر دو کاراکتر با یکدیگر تضاد غریبی دارند، دل مردی ساده و عبوس است که حباب تنهایی‌اش را دوست دارد و برخلاف آن دخترک، پر از انرژی و سرزندگی است و حوصله‌اش از دنیای خالی از سکنه سر رفته و از اینکه همصحبتی پیدا کرده، مدهوش است.

بررسی فیلم I Think We're Alone Now

دل روزهای زیادیست که در این شهر زندگی می‌کند و جز ماهی زنده (که آن را هم کباب می‌کند و به عنوان غذا صرف می‌کند) با موجود زنده دیگری (به جز گیاهان البته) سروکار نداشته ولی با وارد شدن دختر به زندگی تاریک او، تنها چند روز بعد، سگی پیدا می‌شود که همدم این دو آدم می‌شود. سگی که حتی برایش نام انتخاب می‌کنند ولی در نهایت سرنوشت این سگ،به سرنوشتی نامعلوم بدل می‌شود و مشخص نمی‌گردد که آیا دل او را کشته یا سگ خودش از خانه فرار می‌کند؟

بررسی فیلم I Think We're Alone Now

رخ دادن روابط عاشقانه بین این دو کاراکتر برای ذهن مخاطب بعید است، لااقل در ابتدای داستان بعید به نظر می‌رسد تا اینکه یین و یانگ به تدریج بر سر یک سری موارد تفاهم پیدا می‌کنند. آنها هر دو به پاکسازی منازل دست می‌زنند و در همین حین مشخص می‌شود که پیتر آنچنان هم بی احساس نیست و برخلاف دیالوگی که در برابر سوال اذیت شدن در تنهایی دنیای مرده دختر می‌گوید ( «من وقتی با این ۱۵ هزار نفر ساکن شهر و همشهریام زندگی می‌کردم بیشتر احساس تنهایی می‌کردم تا الان.») او هم دلش برای مردم تنگ شده و سعی در زنده نگه داشتن خاطرات آنها دارد.

بررسی فیلم I Think We're Alone Now

نگاه غیرجنسیتی کارگردان به بازیگر زن خود و روابط دو شخصیت اصلی داستانش نیز ستودنیست و در این روزهای هالیوود کمتر همانند آن یافت می‌شود. این مساله باعث نشده که فیلمساز به کل بیخیال این نوع مسائل شود و زیرپوستی به نیازهای جنسی هر دو کاراکتر نیز اشاره می‌کند و جهان تخیلی خود را باورپذیرتر از قبل می‌کند.

بررسی فیلم I Think We're Alone Now

  • کارگردان فیلم، ریید مورانو، کارنامه هنری خود را با فیلمبرداری آثار سینمایی و تلویزیونی آغاز کرده و در سال ۲۰۱۵ اولین فیلم خود را به نام Meadowland ساخت و سپس چند اپیزود سریال‌های تلویزیونی را کارگردانی کرد. این زن در نهایت توانست با ساخت و البته فیلمبرداری چند اپیزود از قسمت‌های اولیه سریال Hands Maiden Tale نام خود را به عنوان یک کارگردان به جامعه هنری بقبولاند و برنده جایز امی (مهمترین جایزه برنامه‌های تلویزیونی) هم بشود.از دیگر آثار ساخته شده توسط مورانو می‌توان به ساخت چندین قسمت از سریال Billions اشاره کرد که تاکنون سه فصل از ان ساخته شده است.

فیلم I Think We’re Alone Now کاری به جریان اینکه چرا دنیا به اینجا رسیده و دلیل مرگ تمامی انسان‌ها در یک روز و ساعت خاص ندارد و قصد هم ندارد وارد لایه‌های علمی-تخیلی سوژه خود بشود، بلکه ترجیح می‌دهد در حالتی که بیشتر به هنر پست مدرن نزدیک است، به حواشی ماجرا بپردازد و این حواشی را رنگ و لعاب ببخشد. فیلم در حقیقت در زمره آثار ایندی iNDIE یا همان فیلم مستقل جای می‌گیرد و بودجه بسیار اندکی برایش صرف شده و عاری از جلوه‌های ویژه به صورت کامپیوتری است.

بررسی فیلم I Think We're Alone Now

لابد می‌پرسید چرا روی عبارت به صورت کامپیوتری تاکید کردم؟ چرا که ریید مورانو، کارگردان فیلم، از دنیای فیلمبرداری و عکاسی وارد ساخت یک فیلم سینمایی شده و نماهای ویژه‌ای که با دوربینش خلق می‌کند، طبیعی و چشم نواز است و به جد می‌توان آنها را نوعی جلوه‌های ویژه (صحنه‌های ویژه) قلمداد کرد. فیلمبرداری فیلم I Think We’re Alone Now یک درس سینماتوگرافی است و لوکیشن و میزانسن دنیای خالی از سکنه اثر باعث شده که دست فیلمبردار باز باشد و از جهانی تهی صحنه‌هایی خلق کند که بدون موسیقی همانند عکس و پرتره‌ای باشد که بیننده را جذب خود کند. چهره‌های فتوژنتیک هر دو بازیگر اصلی فیلم نیز در این موضوع بی دخیل نیستند و همگی دست به دست هم داده تا ریید مورانو بتواند کار خودش را در این زمینه به بهترین نحو انجام دهد.

بررسی فیلم I Think We're Alone Now

قسمت سوم فیلم جاییست که کارگردان قصد وارد کردن شوک‌های ناگهانی به تماشاگر و ایجاد یک سری توییست در قصه ساده و سرراست خود را دارد و در ایجاد این توییست‌ها و چالش‌های داستانی، تا حد زیادی بازی را می‌بازد. این باخت که سرآغازش از انتهای قسمت میانی فیلم شروع می‌شود، در یک سوم پایانی فیلم اوج می‌گیرد و سوژه طلای ناب فیلم I Think We’re Alone Now ذره ذره در جلوی دیدگان تماشاگر آب می‌شود و چیزی از آن باقی نمی‌ماند. دیالوگ‌هایی که در این قسمت توسط بازیگران ادا می‌شود، رنگ و بویی فلسفی به خود می‌گیرند که هرچند با ماهیت فیلم سازگاری دارند، ولی بیش از حد کتابی و شعاری می‌شوند و از آنجایی که کارگردان روی مینی مالیستی بودن هم بیش از حد تمرکز دارد، پیش زمینه و نکته آینده‌نگرانه‌ای در آنها یافت نمی‌شود و بیش از حد گنگ هستند.

بررسی فیلم I Think We're Alone Now

فیلم I Think We’re Alone Now روایتی ساده را شروع می‌کند و فرمان را در جاده خلوت خود خوب پیش می‌برد و دقیقا در زمانی که تصمیم به ایجاد ترافیک در این خط داستانی می‌کند، عنان را از دست می‌دهد و تبدیل به اثری معمولی می‌شود و از مبدل شدن به یک اثر ماندگار باز می‌ماند. تنها چیزی که می‌تواند در اواخر فیلم، آن را سرپا نگه دارد بازی قدرتمندانه هر دو بازیگر اصلی فیلم و البته چشمنواز بودن دوربین‌های فیلمبردار است که حس فیلم را تا حدی نگه می‌دارد و مانع از هدر رفتن کلی آن می‌شود.

بررسی فیلم I Think We're Alone Now

فیلم I Think We’re Alone Now به ژانر خاصی محدود نمی‌شود و پساآخرالزمان را در روایتی عاشقانه، پست مدرن و مینی مال روایت می‌کند که تا پیش از این همانند آن کمتر دیده شده (نه که اصلا دیده نشده باشد) و همین موضوع باعث می‌شود که دیدن آن توصیه شود؛ این درست که فیلم نمی‌تواند به آن چیز خیلی خاص و یونیکی که می‌خواهد تبدیل شود ولی به قول دوستان گفتنی، باخت آخر کار چیز چندانی از ارزش‌های تیم فیلمساز کم نمی‌کند!


فورد ماستنگ ۹۰۰ اسب بخاری مسیر پیست نوربرگ رینگ را با دریفت پشت سر گذاشت [تماشا کنید]

۶ مهر ۱۳۹۷
بدون نظر


رکورد هایی که در نوربرگ رینگ ثبت می شوند، این روزها اهمیت زیادی پیدا کرده و بسیاری از برندها برای کسب بهترین زمان این پیست معروف با هم به رقابت می پردازند.

فورد پرفورمنس یکی از این برندهاست که محصولات خود را در نوربرگ رینگ توسعه می دهد. این بخش از کمپانی فورد اخیرا در اقدامی جالب، بجای ثبت کمترین زمان مسیر ۲۰٫۸ کیلومتری این پیست را با انجام حرکات دریفت پشت سر گذاشته است.

ford-mustang-vaughn-gittin-jr-nurburgring-drift

برای این کار Vaughn Gittin Jr. که راننده تست فورد پرفورمنس محسوب می شود، بر پشت فرمان یک دستگاه ماستنگ ۹۰۰ اسب بخاری نشسته و کل مسیر جهنم سبز را با دود کردن تایرها پیموده است.

ford-mustang-vaughn-gittin-jr-nurburgring-drift (5)

پاییز گذشته نیز تیم فورد پرفورمنس قصد اجرای چنین نمایشی را داشت، اما به علت شرایط بد جوی نتوانست به خواسته خود برسد. این تیم ویدیویی از دریفت در نوربرگ رینگ را با عنوان The Drift King of the Ring در کانال یوتیوبی خود منتشر کرده که می توانید آن را در ادامه مشاهده فرمایید.

آقای Gittin Jr. در این باره گفته:

من جهنم سبز را آنطور که فکر می کردم، نمی شناختم. وقتی در سرعت های بالا به انجام دریفت می پردازید، همه چیز عوض می شود. وقتی که اولین بار برای تعویض تایرها توقف کردیم، من هیجان زده بودم. من مجبور بودم نفسی تازه کنم، چیزی که از زمان حضور در مسابقات فرمولا دریفت هرگز پشت فرمان تجربه نکرده ام.

ford-mustang-vaughn-gittin-jr-nurburgring-drift (2)

وی در ادامه صحبت های خود افزوده:

انجام دریفت در نوربرگ رینگ نهایت چالش برای من محسوب می شود. بسیاری نسبت به انجام چنین کاری و توانایی خودرو در رسیدن به خط پایان و همچنین توانایی جسمانی راننده تردید داشتند. چیزی درون من بود که می خواست به نتیجه برسد. من برای ثبت بهترین زمان به نوربرگ رینگ نرفتم، بلکه به خاطر داشتن اوقاتی خوش راهی آنجا شدم!


دانلود آهنگ مهدی جهانی و علیشمس آروم آروم اومد بارون

۶ مهر ۱۳۹۷
دسته‌بندی نشده
بدون نظر

دانلود آهنگ مهدی جهانی و علیشمس آروم آروم اومد بارون

در این پست می توانید آهنگ مهدی جهانی و علیشمس به نام آروم آروم اومد بارون را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ مهدی جهانی و علیشمس آروم آروم اومد بارون

 

Download New Song By Alishmas Ft Mehdi Jahani Called  Aroom Aroom

خواننده نام آهنگ تنظیم دسته بندی
علیشمس و مهدی جهانی اروم اروم فرزان فرخی اهنگ عاشقانه

 

نوشته دانلود آهنگ مهدی جهانی و علیشمس آروم آروم اومد بارون اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.


دانلود آهنگ حجت اشرف زاده تو ماهی و من ماهی این برکه کاشی

۶ مهر ۱۳۹۷
دسته‌بندی نشده
بدون نظر

دانلود آهنگ حجت اشرف زاده تو ماهی و من ماهی این برکه کاشی

در این پست می توانید آهنگ حجت اشرف زاده به نام تو ماهی و من ماهی این برکه کاشی را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ حجت اشرف زاده تو ماهی و من ماهی این برکه کاشی

Download New Song By Hojjat AshrafZade Called Mah o Mahi

خواننده نام آهنگ ترانه سرا دسته بندی
حجت اشرف زاده ماه و ماهی علیرضا بدیع آهنگ غمگین

 

نوشته دانلود آهنگ حجت اشرف زاده تو ماهی و من ماهی این برکه کاشی اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.


۱۰ فیلم تریلر و هیجان انگیز برتر قرن ۲۱ که باید حتما ببینید [قسمت اول]

۶ مهر ۱۳۹۷
بدون نظر


در میان ژانرهای سینمایی، ژانر تریلر یکی از ساده ترین ژانرهاست که می توان به راحتی مولفه های آن را تعریف کرد و همانطور که از نام آن (thriller) برمی آید، با به هیجان آوردن مخاطب، هدف خود را به انجام می رساند. فیلم تریلر، جایی بین فیلم اکشن و فیلم ترسناک قرار می گیرد. این گونه فیلم ها هم هیجان انگیزند، هم ضربان قلب مخاطب را به شدت بالا می برند و هم می توانند شوکه کننده و ترسناک باشند. فیلمسازان ژانر تریلر مانند پل گرین گراس برای بلند کردن شما از روی صندلی هایتان در سینما از هیچ تلاش و موضوعی فروگذار نمی کنند. به لطف نوآوری های خارق العاده تکنولوژی استدی کم (Steadicam) و تدوین دیجیتال، از زمان ورود به قرن بیست و یکم، فیلم های تریلر بسیار هیجان انگیزتر و غافلگیر کننده تر از قبل ساخته می شوند.

فیلم تریلر

اما این بدان معناست که توقع مخاطب نیز از یک فیلم تریلر به همان اندازه افزایش یافته است و فیلمسازان نیز ناگزیرند برای راضی نگه داشتن مخاطبان خود هر بار دست به نوآوری های خلاقانه تر و هیجان انگیزتری بزنند تا در میان انبوه فیلم های تریلر جلب توجه نمایند. همچنین، در شرایطی که وضعیت ژئوپلتیک جهان روز به روز بدتر و آشفته تر می شود، به همان میزان بر تعداد فیلم های تریلری که بر اساس اتفاقات و درگیری های واقعی ساخته می شوند نیز افزوده شده است. در چند سال گذشته فیلم های تریلر تاریک، هیجان انگیز و گاه ترسناکی ساخته شده که داستان آن ها از دزدان دریایی سومالی تا مناقشه موجود در مرز ایالات متحده و مکزیک متفاوت بوده است. در ادامه این مطلب می خواهیم شما را با ۱۰ عنوان فیلم تریلر برتر قرن ۲۱ آشنا کنیم که بهترین های ژانر خود در سال های اخیر به شمار می آیند.

۱۰- بی خوابی (۲۰۰۲)

فیلم تریلر

فیلم تریلر روانشناسانه «بی خوابی» (Insomnia) نادیده گرفته شده ترین فیلم کریستوفر نولان است. این فیلم شباهت بسیاری به دیگر فیلم های این کارگردان سرشناس پیش از ساخت «شوالیه تاریکی» (بغیر از فیلم «ممنتو») که در واقع بازسازی یک فیلم نروژی به همین نام است که البته نتوانست مانند دیگر فیلم های نولان در هنگام اکران سروصدا به پا کند. فیلم «بی خوابی» یک شاهکار سینمایی راجع به بررسی پرونده یک قتل در شهری کوچک و ماهیگیری در آلاسکاست. تصاویر فیلم به خوبی حس سرما و یخبندان آلاسکا را به بیننده القا می کنند و نولان و فیلمبردارش، وَلی فیستر به بهترین و بی نقص ترین شکل ممکن از لوکیشن مه آلود و رنگ آبی منطقه برای افزودن بر هیجان و رازآلودگی داستان استفاده کرده اند.

فیلم تریلر

بازی رابین ویلیامز مانند همیشه گرم، سرزنده و جذاب است اما برخلاف دیگر نقش هایش، این بار وی شخصیتی عمیق و پرجزییات را از یک نویسنده قاتل و خونسرد به نمایش می گذارد. داشتن بازیگری مانند ویلیامز با شخصیتی دوست داشتنی و قابلیت های کمیک در نقشی منفی باعث شده که بر ترسناک بودن شخصیت فین افزوده شده که سنگ بنای اصلی داستان محسوب می شود. اگر این فیلم و نسخه اولیه نروژی اش را دیده باشید به هیچ عنوان حس نمی کنید که فیلم نولان یک بازسازی است زیرا نولان هیچگاه سعی نداشته که از گزاره های فیلم مذکور تقلید کند. وی داستان خام و قابل توجه این فیلم نروژی را گرفته و از آن ها برای ساخت یک فیلم تریلر که بسیار بدیع و تازه جلوه می کند استفاده کرده است. به عبارت دیگر، نولان فیلم اورجینال نروژی را با یک تفسیر و تصویرسازی جدید ساخته و بجای هالیوددی سازی، نسخه ای نولانی یا نولانی سازی شده از آن ارایه داده است.

۹- دفن شده (۲۰۱۰)

فیلم تریلر

کسانی که به استعداد بازیگر رایان رینولدز شک دارند بدون شک با تماشای فیلم تریلر ترسناک «دفن شده» (Buried) تغییر عقیده خواهند داد. داستان این فیلم به طول کامل در درون یک تابوت رخ می دهد، تابوتی که شخصیت رینولدز زنده زنده در آن دفن شده و بدین ترتیب موفقیت یا عدم موفقیت فیلم به طول کامل به بازی وی در این فضای محدود وابسته است. نه تنها هیچ جلوه بصری قابل توجهی در درون این تابوت چوبی وجود ندارد که بتوان برای هیجان انگیزتر کردن فیلم به آن تکیه کرد بلکه فضای درون تابوت، مخاطب را آزار هم می دهد. بدین ترتیب تنها چیزی که مخاطب را با ادامه داستان همراه می سازد تنها قدرت بازیگری رایان رینولدز به عنوان تنها شخصیت داستان است و او نیز به خوبی استعداد بازیگری خود را در این نقش به رخ می کشد.

فیلم تریلر

شاید تنها با خواندن داستان فیلم فکر کنید داستانی که تماماً در یک فضای محدود در درون یک تابوت رخ می دهد جذابیتی ندارد اما فیلمنامه هیجان انگیز و درگیر کننده کریس اسپارلینگ اجازه نمی دهد که این لوکیشن ساده و محدود مخاطب را خسته کند و همواره لحظاتی هیجان انگیز و پرتنش به این لوکیشن افزوده می شود که مخاطب را با خود همراه می سازد. رودریگو کورتز به عنوان کارگردان فیلم نیز از زوایای خلاقانه دوربین و افکت های نوری ترسناک برای خلق تجربه ای شبیه فیلم های هیچکاک سود می برد.

۸- ربوده شده (۲۰۰۸)

فیلم تریلر

تریلر فرانسوی کم اهمیتی که قرار بود با بازی لیام نیسن به طور مستقیم و بدون اکران سینمایی وارد فروش خانگی شود به فرانچایزی تبدیل شد که حرفه او را به طور کلی تحت تاثیر قرار داده و نام او را بر سر زبان ها انداخت. با ساخت اولین قسمت از این فیلم تریلر، نیسن به یکباره به قهرمان اکشن سینماروها تبدیل شد که می خواستند قهرمان اسلحه بدست خود را همواره خستگی ناپذیر و پرتحرک ببینند. نیسن در این فرانچایز نقش شخصیت برایان مایلز را به خوبی ایفا می کند؛ هم به عنوان پدری که سرسختانه به دنبال پیدا کردن دختر ربوده شده اش است و هم به عنوان یک مامور سازمان سیا که از هوش سرشار خود در زمینه جمع آوری اطلاعات برای انجام ماموریت خود سود می برد. البته اینجا فیلم «جیسون بورن» نیست و همه چیز به سازمان سیا و جمع آوری اطلاعات محدود نمی شود.

فیلم تریلر

فیلم «ربوده شده» یک تریلر خوش ساخت و هیچان انگیز است که روابط بین شخصیت های آن رفته رفته شکل می گیرد. به محض ربوده شدن کیم و ورود برایان به پاریس، سکانس های هیجان انگیز و پرتنش، یکی پس از دیگری بیننده را مسحور خود می کنند. اکشن و تعلیق بیننده را رها نمی کند تا اینکه به نقطه اوج داستان می رسیم. این فیلم خشن و پرتنش باعث می شود که در تمام طول داستان روی لبه صندلی خود قرار گرفته و هر لحظه امکان از دست دادن کنترلتان وجود داشته باشد. هر آنچه که از یک فیلم اکشن تریلر بخواهید را در فیلم های «ربوده شده» خواهید یافت.

۷- جزیره شاتر (۲۰۱۰)

فیلم تریلر

فیلم تریلر «جزیره شاتر» (Shutter Island) که بر اساس رمانی از دنیس لیهان به همین نام ساخته شده، نزدیک ترین اثر مارتین اسکورسیزی به ژانر ترسناک محسوب می شود. وی از نبوغ سینمایی خاص خود برای فراتر بردن فیلمش از یک تریلر روانشناسانه معمولی استفاده می کند. فیلم «جزیره شاتر» داستان یک مارشال ایالتی را روایت می کند که برای بررسی علت مفقود شدن بیماری از یک آسایشگاه روانی به جزیره ای دوردست و مه آلود سفر می کند. رفته رفته داستان شکل می گیرد و پازل تکمیل می شود، نه در مورد ماجرای مفقود شدن بیمار گفته شده، بلکه در مورد وضعیت روحی روانی مارشال که رفته رفته به چالش کشیده می شود.

فیلم تریلر

به ناگاه پیچشی باور نکردنی در داستان رخ می دهد، پیچشی که هیچ کس انتظار آن را ندارد. لئوناردو دی کاپریو به زیبایی تمام توانسته آشفتگی و پریشانی شخصیت تدی دانیلز را به تصویر بکشد به نحوی که هر چه وی بیشتر و بیشتر در داستان غرق می شود و به واقعیت نزدیک تر می گردد، مخاطب نیز درست پشت سر اوست. او تنها کسی است که قرار است ما را به واقعیت ماجرا رهنمون سازد، شخصیتی که مخاطب او را درک کرده و دوست دارد. اما زمانی که مشخص می شود شخصیت شرور داستان در تمام این مدت خود دانیلز بوده، بیننده شوکه می شود. پایان مبهم داستان نیز بر روی بیننده بسیار تاثیرگذار است.

زمانی که دی کاپریو از مارک رافلو می پرسد:« کدام یک بدتر است: زندگی کردن به عنوان یک هیولا یا مردن به عنوان یک انسان خوب؟»، مخاطب باید خود نتیجه گیری کند. پس از پایان فیلم برای مدت ها در مورد شخصیت دانیلز و کارهایی که در فیلم انجام داده به فکر فرو رفته و سعی دارید به سوالی که مطرح شد پاسخ دهید.

۶- دختر گمشده (۲۰۱۲)

فیلم تریلر

فیلم تریلر «دختر گمشده» (Gone Girl) اقتباس سینمایی دیوید فینچر از یک رمان پرفروش در قرن ۲۱ است. این فیلم داستان مردی را روایت می کند که پس از گم شدن همسرش خود را در کانون آشوب رسانه ای می یابد. دیوید فینچر نقش اصلی داستان (نیک دان) را به بن افلک می سپارد زیرا این بازیگر به خوبی با رفتار شکارچی مآبانه رسانه ها با زندگی شخصیت های مشهور آشنایی کامل دارد. از این رو بن افلک به خوبی توانسته احساسات واقعی یک شخصیت در چنین شرایطی را در بازی خود به تصویر کشیده تا به فیلم جلوه ای لایه دارتر و عمیق تر و البته واقعی تر ببخشد.

فیلم تریلر

اغلب اوقات، زمانی که یک رمان به شکل فیلم در می آید مقادیر قابل توجهی از داستان ها و جزییات فرعی ماجرا نادیده گرفته می شوند اما در این فیلم تریلر خوش ساخت، داستان ارایه شده توسط گیلیان فلین به طور کامل بازسازی می شود. فلین بیش از هر شخص دیگری با داستان رمان خود آشناست و به همین دلیل وسواس زیادی در مورد منبع اصلی داستان دارد. چیزی که در فیلم «دختر گمشده» می بینیم همان چیزی است که خوانندگان کتاب اصلی هنگام خواندن کتاب در ذهن خود تجسم می کنند، چیزی که ترجمه دقیق و مناسب از رمان به فیلم انتظار داریم. بازی شیطانی و پرفریب روزاموند پایک باعث شده که شخصیت ایمی دان به همان اندازه کتاب، رازآلود، پیچیده و راضی کننده باشد.

فیلم تریلر

فیلم تریلر «دختر گمشده» نیز مانند «باشگاه مشت زنی» (Fight Club)، دیگر اثر فینچر، با مخاطب ارتباط برقرار می کند زیرا وجهه ای ناخوشایند اما واقعی و قابل درک از شخصیت و روح انسان را منعکس می کند. برخی از صحنه های پرتنش و پیچیده فیلم باعث می شوند که درک داستان مشکل شود اما فینچر مانند همیشه توانسته با استفاده از خلاقیت های سبک فیلم سازی خود، از مولفه های نوآر گرفته تا اکسپرسیونیزم آلمانی، یک تریلر رازآلود تاریک در بهترین شکل ممکن خود بسازد.

۱۵ شگفت انگیز؛ فیلم‌هایی که همه منتظر اکران آن‌ها در پاییز ۲۰۱۸ هستند [قسمت اول]

کابوس های زنده: ۱۰ فیلم ترسناک روانشناسانه برتر و جذاب سینما در قرن ۲۱ [قسمت دوم]

۱۰ اثر سینمایی که بی نقص ترین فیلم های قرن ۲۱ لقب گرفته اند [قسمت اول]


دانلود آهنگ مهدی احمدوند کی تو دلت به جای منه

۶ مهر ۱۳۹۷
دسته‌بندی نشده
بدون نظر

دانلود آهنگ مهدی احمدوند بنام کی تو دلت به جای منه

در این پست می توانید آهنگ مهدی احمدوند کی تو دلت به جای منه را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ مهدی احمدوند کی تو دلت به جای منه

Download New Song By Mehdi Ahmadvand Called Be Jaye To

خواننده نام آهنگ ترانه سرا دسته بندی
مهدی احمدوند جای منه مهرزاد امیرخانی عاشقانه

 

نوشته دانلود آهنگ مهدی احمدوند کی تو دلت به جای منه اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.


مروری بر زندگی توماس واتسون؛ مردی که IBM را به اوج رساند

۶ مهر ۱۳۹۷
بدون نظر


وقتی به تاریخچه صنعت کامپیوتر نگاه می کنیم، در میان نام های بسیاری که به پیشرفت آن کمک کرده اند، IBM جایگاه ویژه ای دارد و گویی این کمپانی به تنهایی نیروی خلاقی بود که توسعه رایانه ها را به پیش می برد.

برای نسل های اولیه کاربران کامپیوتر، «IBM PC» مفهوم اصلی رایانه بود و هرچیز دیگری یک کپی ضعیف و ارزان قیمت به شمار می آمد؛ جایگاهی که مسلماً به صورت تصادفی به دست نیامده بود.

البته بسیاری از افراد معتقدند که IBM استحقاق جایگاه مذکور را نداشت و صرفاً به واسطه سیستم بازاریابی و فروش قدرتمند، توانسته بود در صنعت کامپیوتر رشد کند. در این دیدگاه توماس جفرسون، مردی که باعث اوج گیری IBM شد، یک فروشنده قهار در نظر گرفته شده که  علاقه ای به محصولات تولیدی نداشت و بیشتر به دنبال جذب مشتری و کسب درآمد بود.

با چنین فرضی IBM حتی ممکن بود وارد صنعت مواد غذایی یخ زده شده و در آنجا به موفقیت برسد. اما واقعیت چیز دیگریست…

سال های نخست زندگی تا ورود به بازار کسب و کار

توماس جان واتسون در تاریخ ۱۷ فوریه ۱۸۷۴ میلادی در یک خانواده اسکاتلندی به دنیا آمد که در دوران قحطی سیب زمینی در کشورشان، به آمریکا مهاجرت کرده بودند. خانواده واتسون در زمینه تجارت چوب فعالیت داشتند که احتمالاً نخستین گام های ورود او به بازار کسب و کار از همین جا آغاز شد.

پدر توماس علاقه داشت پسرش را در لباس وکالت ببیند اما پس از دوران مدرسه، توماس تصمیم دیگری گرفت و به دنبال معلمی رفت. البته تنها یک روز تدریس کافی بود که واتسون جوان برای همیشه قید معلم شدن را بزند.

نخستین شغل توماس واتسون حسابداری برای یک قصابی بود

در نتیجه گام بعدی، ورود به دنیای کسب و کار بود که البته بنا به شرط پدر، همراه با تحصیلات مربوطه همراه شد. توماس نیز دوره های مختلف حسابداری و بازرگانی را طی کرد و به عنوان نخستین شغل، حسابداری یک قصابی را در ازای دریافت ۶ دلار در هفته بر عهده گرفت.

IBM

اما توماس واتسون نمی توانست پشت میز نشینی و حسابداری را به عنوان مسیر زندگی خود انتخاب کند و به همین خاطر، تصمیمی گرفت که زندگی اش را برای همیشه تغییر داد. او به همراه یک بازاریاب دوره گرد، به فروش چرخ خیاطی و پیانو پرداخت.

هرچند واتسون در ابتدا فروشنده خوبی نبود و در حالی که افسار اسب ها را در دست داشت، تکنیک های بازاریابی را از هم سفر خود می آموخت. اما او بالاخره توانست در بازاریابی ماهر شود و تا جایی پیش رفت که هنگام خروج از شرکت، رئیسش پیشنهاد فروش و انتقال کل کسب و کار را به واتسون داد.

یادگری مهارت فروش در شرکت NCR

پس از چند تلاش نافرجام برای اشتغال ثابت، توماس واتسون بالاخره در شرکت NCR (کمپانی ملی صندوق های فروشگاهی) استخدام شد و تحت تأثیر مدیر بازاریابی خود که یک مرد ایرلندی به نام «جان رنج» بود، مهارت های اساسی فروش که در سال های بعد نیز به کمکش آمدند را فرا گرفت.

البته در این شغل نیز واتسون ابتدا موفقیت چندانی کسب نکرد اما با راهنمایی ها و آموزش های رنج، کم کم رشد نمود و به جایی رسید که در ۲۵ سالگی بهترین بازاریاب منطقه شد. در این دوران فروش NCR به شدت کاهش یافت؛ چرا که از طرفی بازار از صندوق های فروشگاهی (دخل) اشباع شده بود و از سوی دیگر، رقبا بخش هایی از بازار را تصرف کرده بودند.

واتسون در ۲۵ سالگی بهترین بازاریاب منطقه شد

توماس جوان در این شرایط مجبور شد دست به کارهایی بزند که اگرچه خود از آنها شرمنده بود، اما برای بقای کسب و کار الزامی به نظر می رسیدند. او ابتدا بخش کوچکی از توان تولید شرکت را در اختیار گرفت و محصولات رقبا را عیناً کپی کرد، با این تفاوت که تولیدات تحت نظر واتسون، ایرادات ریز و درشت مختلفی داشتند و در بازار موجب نارضایتی از رقبا می شدند.

IBM

در مرحله بعد، برای مقابله با مراکز رقیبی که صندوق های دسته دو NCR را دریافت کرده و در ازای آنها محصولات خود را با تخفیف ویژه به مشتریان می فروختند، استراتژی دامپینگ را در دستور کار قرار داد و با برپا کردن فروشگاه کوچکی در کنار هر مرکز، صندوق های NCR را با قیمت ناچیز به مشتریان عرضه کرد.

سیاست مذکور هرچند ضرر زیادی را متوجه شرکت کرد، اما در نهایت رقبا را ورشکست نمود و باعث شد واتسون به عنوان قهرمان شرکت ترفیع رتبه بگیرد. البته این موفقیت دیری نپایید و به دلیل مشاجره توماس با رئیس کمپانی، او از شرکت اخراج شد.

از CTR تا IBM

توماس واتسون در سال ۱۹۱۴ وارد شرکت CTR (Computing-Tabulating-Recording) شد که در زمینه تولید ماشین های مرتب سازی خطی و کارت های پانچ شونده برای آنها می پرداخت. البته CTR علاوه بر این، انواع ساعت، ترازو و ماشین حساب های ساده را هم تولید می کرد.

شرکت CTR در زمان ورود واتسون با مشکلات مالی بسیاری دست و پنجه نرم می کرد

در زمان ورود واتسون به CTR، این شرکت اوضاع مناسبی نداشت و با مشکلات مالی بسیاری دست و پنجه نرم می کرد. به همین خاطر توماس در اولین اقدام خود، با استفاده از تجربه قبلی در شرکت NCR و اداره یک واحد تولیدی، دست به اصلاحاتی در طراحی و کارایی محصولات CTR زد و برای این کار، از ماشین های تولید شده توسط رقیب اصلی (کمپانی Powers) الگوبرداری کرد؛ کاری که تا حدودی به مهندسی معکوس شبیه بود و مقامات شرکت چندان از این کار خوشحال نشدند.

IBM

اما مانند گذشته اقدامات واتسون برونداد خوبی داشت و در سال ۱۹۱۵ او رئیس شرکت شد. فروش ماشین های محاسباتی CTR تحت مدیریت توماس واتسون رشد قابل توجهی داشت و از ۴ میلیون دلار در سال ۱۹۱۴، به ۸ میلیون دلار در سال ۱۹۱۷ رسید.

در سال ۱۹۱۹ مهندسان CTR با رهبری واتسون نوع جدیدی از ماشین های محاسباتی را ساختند که با الکتریسیته کار کرده و کارت پانچ ها را به صورت خودکار پردازش می کردند. این محصول جدید که به پرینتر داخلی مجهز بود، درآمد شرکت را بیش از پیش افزایش داد و در سال ۱۹۲۰ به ۱۴ میلیون دلار رساند.

در سال ۱۹۲۴، واتسون ۵۰ ساله که حالا مدیر عامل CTR بود، نام شرکت را به «International Business Machines» تغییر داد و اینگونه بود که IBM متولد شد.

دوران IBM

در سال ۱۹۲۹ میلادی، تنها ۲ درصد از کل حسابداری کشور آمریکا توسط ماشین های محاسباتی انجام می شد که این موضوع از دید واتسون فرصت مناسبی برای رشد به نظر می رسید. در این زمان یکی از اساتید دانشگاه کلمبیا به نام بنجامین وود که در زمینه ثبت نمرات هزاران برگه امتحانی به مشکل برخورده بود، با کمپانی IBM تماس گرفت و درخواست راه حل کرد.

واتسون نیز پس از انجام مذاکرات و درک پتانسیل بالای این مشارکت، تعداد زیادی از ماشین های محاسباتی خود را به همراه تیمی از مهندسان IBM روانه دانشگاه کلمبیا کرد تا نحوه کار با دستگاه های ارسالی را به وودز و همکارانش آموزش دهند.

واتسون پس از مدتی خود به دانشگاه کلمبیا رفت و از ماشین های محاسباتی IBM دیدن کرد. او از روند کار بسیار راضی بود اما آقای وودز نظر دیگری داشت؛ او معتقد بود که ماشین های IBM توانایی انجام امور با سرعت بسیار بالاتری را دارند و چون با الکتریسیته کار می کنند، تنها محدودیت آنها سرعت نور است.

نخستین کامپیوتر واقعی IBM مدل ۷۰۱ بود که در سال ۱۹۵۲ معرفی شد

واتسون با شنیدن ایده های وودز او را به عنوان نخستین فردی که در IBM مدرک دکتری داشت به استخدام شرکت درآورد. خبر همکاری IBM و دانشگاه کلمبیا به گوش فضانوردی به نام «والاس اکرت» رسید که واتسون را متقاعد کرد یک مرکز محاسبات نجومی به نام خود احداث کند. IBM ماشین های محاسباتی مورد نیاز و تنها ماشین حساب مکانیکی موجود در آن زمان را به مرکز مذکور اهدا کرد که این ماشین حساب، گام نخست توسعه کامپیوترهای الکترومکانیکی در سال های آینده بود.

در سال ۱۹۳۶، فردی به نام «هاوارد ایکن» که از ساز و کار محصولات IBM اطلاع داشت، ایده توسعه کامپیوتر را در ذهن خود می پروراند اما امکانات و بودجه لازم برای پرورش ایده اش را در اختیار نداشت. او به ناچار از IBM درخواست کمک کرد و توماس واتسون بودجه یک میلیون دلاری را برای توسعه طرح ایکن تخصیص داد.

بودجه مذکور پس از تولید اولین نمونه، به پنج میلیون دلار افزایش یافت و بدین ترتیب در سال ۱۹۹۴ میلادی، از کامپیوتر «Aiken Mark I» رونمایی به عمل آمد.

IBM

دو سال بعد IBM محاسبه گر الکترونیکی SSEC را معرفی کرد که با ۱۲۵۰۰ لامپ و ۲۱۴۰۰ رله، توانایی ذخیره کردن ۸ عددِ ۲۰ بیتی در حافظه الکترونیکی، ۱۵۰ عدد در رله ها و ۲۰ هزار عدد در نوارهای پانچ شده را داشت. SSEC نخستین کامپیوتری بود که در اختیار همگان قرار گرفت و تا چندین سال برای انجام امور مختلف از طراحی توربین های بادی تا اکتشاف چاه های نفت مورد استفاده قرار گرفت.

گام بعدی، توسعه کامپیوترهای تمام الکترونیکی بود که در این زمان دو ایده پرداز به نام های جی پرسپر اکرت و جان ماچلی به IBM آمدند و برای ساخت دستگاه مورد نظر خود از این شرکت کمک خواستند. اما توماس واتسون که از برتری محصولات خود مطمئن بود، پیشنهاد اکرت و ماچلی را نپذیرفت؛ آنها نیز برای پیشبرد کار خود به کمپانی Remington Rand روی آوردند.

نتیجه کار نیز کامپیوتر «Univac» بود که با فاصله نسبتاً زیادی، نسبت به محصولات IBM برتری داشت. اما اشتباهات پیاپی Remington Rand و تعویق در عرضه عمومی محصول نهایی باعث شد IBM فرصت از دست رفته را بازیابد و در سال ۱۹۴۶، کامپیوتر مدل ۶۰۳ خود را با تیراژ ۵۰۰۰ دستگاه راهی بازار کند.

البته نخستین کامپیوتر واقعی IBM مدل ۷۰۱ بود که در سال ۱۹۵۲ معرفی شد. با این حال محصول مذکور همچنان در بعضی ویژگی ها نسبت به رقیب عقب تر بود و در حالی که Univac از نوار مغناطیسی استفاده می کرد، ۷۰۱ همچنان به کارت های پانچ شده احتیاج داشت.

در سال ۱۹۵۲ توماس واتسون پسر مدیریت IBM را در دست گرفت

اما عقب ماندن IBM یک مزیت دیگر داشت؛ تمام مشتریان قبلی کمپانی از کارت های پانچ شده استفاده می کردند و به همین خاطر پذیرش محصولی که با بایگانی آنها سازگاری داشت برایشان راحت تر بود. IBM با استفاده از همین فرصت ۲۰ دستگاه مدل ۷۰۱ را با اجاره ماهانه ۲۴ هزار دلار در اختیار مشتریانش قرار داد و جای پای خود را در بازار محکم تر کرد.

در سال ۱۹۵۲، توماس واتسون پسر مدیریت IBM را در دست گرفت و واتسون پدر تا سال ۱۹۵۶ و مرگ بر اثر سکته قلبی در سن ۸۲ سالگی، عضو هیئت مدیره باقی ماند. البته میراثی که توماس جان واتسون از خود به جا گذاشت، راه را برای پیشرفت IBM هموارتر کرد؛ مسیری که پسرش در سال های بعد با موفقیت ادامه داد.